نکات آموزشی و تربیتی کودکان

نکات آموزشی و تربیتی در مورد کودکان رو از سایتهای مختلف جمع اوری میکنم و اینجا قرار میدم..امیدوارم مفید اثر واقع بشه

مشکل کمبود وزن در کودک
ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

کمبود وزن کودک همیشه هم به خاطر بد غذایی نیست، آن را جدی بگیرید.

 

پزشکِ کودک شما در هر بار ویزیت، قد و وزن کودک را اندازه می‌گیرد تا نمودار رشد او را ترسیم کند. اگر افزایش وزن کودکتان طی یک دورهٔ دو ماهه یا سه ماه از این منحنی پایین بیاید، باید آن را جدی بگیرید.

چه راهی برای حل این مسئله وجود دارد؟

با کمکِ پزشکتان علل احتمالی کندی افزایش وزن کودکتان را بیابید. اغلب، عدم افزایش یا کاهش وزن ناشی از بد غذایی است. اگر دلیل آن همین است، سعی کنید زمان غذا خوردن را به اختیار فرزندتان بگذارید. وقتی کودکتان میل به غذا ندارد، مجبورش نکنید؛ اما حتماً خوراکی سالمی در دسترس او قرار دهید تا هر زمان که دوست داشت خودش سراغش برود. مقدار آب میوه‌ای را که به کودکتان می‌دهید، ارزیابی کنید. پر کردن شکم کودکتان با آب میوه، اشتهای کمی را که تازه بدست آورده است، از بین می‌برد. اگر مشکل از بد غذایی نیست ممکن است بیمار باشد که پزشکتان باید با دقت آن را بررسی نماید.


 
زندگی تان را ساده کنید
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

یک مادر بی باک کشف می کند که واقعاً برای ساده کردن زندگی روزانه چه چیزی لازم است.

اگر در پدر یا مادر شدن فقط یک حقیقت جهانی وجود دشته باشد - و شاید فقط و فقط یک حقیقت جهانی - این است که زندگی یک دفعه پیچیده‌تر می‌شود و به همین منوال باقی می‌ماند.

پایداری این نبرد علیه بی‌نظمی و آشفتگی اخیراً سر راه رانندگی کردن تا مدرسه سراغم آمد. در اولین لحظاتی که از خواب بیدار شده بودم, در حال کوشش و تقلا بودم: به بچه‌ها اصرار می‌کردم که صبحانه‌شان را بخورند و آماده شوند، صبحانه و نهار درست می‌کردم، کوله پشتیشان را آماده می‌کردم. تصمیم گرفته بودم که خودم لباسم را نپوشم تا وقت کم نیاورم اما بازهم دیر شد. به اتوبوس نرسیدیم و مجبور شدم که با شرمندگی یعنی با لباس خواب آن‌ها را پیاده به سر کلاس ببرم.

وقتی که با ماشین به سمت خانه می‌راندم، می‌توانستم صدای تیک تاک ساعت به سمت زمانی که باید به دنبال آن‌ها در مدرسه می‌رفتم را حس کنم. وقت آن رسیده بود که دست به اقدام موثری بزنم. چه می‌شود اگر برای یک بار هم که شده از آن توصیه‌های «زندگیتان را ساده کنید» پیروی می‌کردم؟ تصمیم گرفتم یک کمی آزمایش کنم و ۵تکنیکی را که تصور می‌شود زندگی را بهتر می‌کنند، امتحان کنم:

بگویید «نه»

و این نکته ساده سازی که اغلب آن را می‌شنویم، قضیه ساده‌ای است: هر چیزی که به آن اجازه ورود به زندگیتان می‌دهید، در دست شما قرار دارد؛ پس اجازه ورود هر چیزی که قطعاً زندگیتان را بغرنج می‌کند، ندهید.

وقتی معنی این جمله را می‌فهمید که کودک ۵ساله‌تان به شما می‌گوید که واقعاً از شما می‌خواهد تا کاری را داوطلبانه برای کلاسش انجام دهید و وقتی که به مدرسه می‌روید، معلمش به شما می‌گوید که برای پختن کیک برای مدرسه چه چیزهایی نیاز دارند و هنگام پختن آن‌ها، پرستار عزیزتان شیرینی‌ها را مزه می‌کند و شما آنقدر او را دوست دارید که به او اجازه می‌دهید یک مقدار را با خودش ببرد و تصمیم می‌گیرد که خمیر دیگری درست کنید. در این حال است که متوجه می‌شوید دوباره دیرتان شده و آشپزخانه اوضاع آشفته‌ای دارد.

بله این طوری می‌شود که وقت کم می‌آورید.

مشکل واقعی من در نه گفتن این است که نمی‌خواهم فقط برا ی کمی ساده کردن زندگی خودم را از قید آن‌‌ رها کنم. بنابراین به این فکر کردم که آیا می‌توانم به جای نه گفتن به چیز‌های بزرگ‌تر سعی کنم به چیز‌های کوچک‌تر نه بگویم و ببینم که آیا کمکی به یک تغییر واقعی می‌کند یا نه.

  • وقتی Mareگفت که غذای نشاسته‌ای (cereal) نمی‌خواهد، به در خواست او برای درست کردن چیز دیگری برای صبحانه‌اش نه گفتم.
  • فقط دو حق انتخاب پیراهن در اختیار رن (Ren) قرار دادم و به او اجازه ندادم که کشواش را برای پیدا کردن لباس دیگری زیر و رو کند.
  • حتی به درست کردن قهوه برای خودم نه گفتم.

وقطعاً ۱۰دقیقه زود‌تر سوار ماشین شدیم.

شیوه «نه گفتن»، وقتی رنی اصرا ر کرد که باید عروسکش را به پیش دبستانی‌اش ببرد، نتیجه معکوسی داد. با قاطعیت به او گفتم «نه!»  و شروع کرد به جیغ زدن. عروسکش را به او دادم.

گاهی اوقات هم «بله گفتن» ساده‌تر است. نکته کلیدی که به آن پی بردم این بود که باید بدانیم چه زمانی چه بگویم.

کمک بخواهید

کمک خواستن از کسی که بچه دارد چیز غیر منتظره‌ای نیست، زیرا شما نمی‌توانید به تنهایی آن را انجام دهید. این همه کار یک دهکده آدم لازم دارد. وقتی نوبت به کارهای بزرگ می‌رسد – یکی کسی در بیمارستان است یا لوله ترکیده است و به فردی نیاز دارید تا مواظب بچه‌ها باشد- به آسانی می‌توانید کمک بخواهید چون چاره دیگری ندارید.

اما در خصوص مسائل مربوط به ساده سازی زندگی روزانه‌تان درخواست کمک از کسی سخت‌تر است. من تصمیم گرفتم که سعی کنم در مسائل کوچک‌تر در خواست کمک کنم. با این پروژه شروع کردم: از هر کدام از ۳دوستم که مادر هستند خواستم که یکی از این نکات را در زندگیشان امتحان کنند. کارین و تانیا موافقت کردند اما الی نه.

از او پرسیدم: «اوه یعنی اکنون زندگی‌ات راحت‌تر به نظر می‌رسد؟»

او در پاسخ گفت: «راحت‌تر از زندگی تانیا و کارین.»

«هرطور که دوست داری، الی.»

این تبادل نظر به من نشان داد که کمک خواستن از کسی و نه گفتن چه رابطه نزدیکی با هم دارند. آیا سایر دوستان فقط برای رعایت ادب جواب مثبت می‌دادند؟ آیا بعداً به آن‌ها بدهکار می‌شدم و به خاطر اینکه به من کمک کرده‌اند، نمی‌توانم به آن‌ها نه بگویم؟

در ضمن، انجام پروژه ساده سازی با هم دیگر جالب بود و اینکه به جای اینکه خودم آن‌ها را انجام دهم، از آن‌ها بپرسم که چطور بود، قطعاً زندگیم را راحت‌تر کرد. بنابراین، کمک خواستن تا حدودی زندگی را پیچیده‌تر می‌کند؛ اما در عوض آن را لذت بخش‌تر نیز می‌کند. من فکر می‌کنم که اگر قصد کمک گرفتن از کسی را دارید، باید آماده پس دادن آن نیز باشید. اما در این مورد چه چیز بدی وجود دارد؟ دوستانم آزمایش جالبی را به همراه من انجام دادند و اینکه بدهکار چیزی مانند آن باشید، خیلی بد نیست.

پیشاپیش برنامه ریزی کنید

کارین گفت: «بیشتر، صبح‌ها خیلی مشغله‌ام زیاد می‌شود.» بنابراین تصمیم گرفتم که پیشاپیش برای آن برنامه ریزی کنم و واقعاً شگفت زده شدم. من اساساً می‌دانستم که اگر یک شب جلو‌تر نهار درست کنم، صبح راحت‌تر خواهم بود. اما نمی‌دانستم که این کار چه تاثیر مثبتی می‌تواند بر باقی روز داشته باشد. به جای اینکه با کلی استرس روزم را شروع کنم، فقط از خانه بیرون زدیم و تا ایستگاه اتوبوس پیاده رفتیم.

"از او نپرسیدم که آیا با لباس خوابش رفته بود!"

با گوش کردن به سخنان کارین متوجه شدم که هدف نظم بیشتر نیست، بلکه استرس کمتر است. مساله درست انجام دادن چیزی نیست، بلکه جلوگیری از اضطرابی است که از اوضاع آشفته مدیریت نشده خانه ناشی می‌شود. به انجام چنین کاری راغب شدم و به اینکه آزمایش او اینقدر خوب نتیجه داده بود، کمی حسودیم می‌شد.

خودتان را خلاص کنید

در میان دوستانم تانیا از همه مرتب‌تر است. برای مثال ظرف میوه او روی پیشخوان آشپزخانه آماده است. من فکر می‌کردم که این حسی از آرامش و راحتی را القا می‌کند، برای همین وقتی شنیدم که تانیا تصمیم گرفته خودش را از خانه داری‌‌ رها کند، شگفت زده شدم.

او اعتراف کرد که: "ما تصمیم گرفتیم هفته‌ای یک بار یک مستخدم به خانه بیاوریم. (اوه، خواهش می‌کنم به شوهرت نگو به خاطر این بود که من ازت خواستم که کمکم کنی!)."

از او پرسیدم که آیا این کار زندگی را ساده‌تر کرد؟

او اعتراف می‌کند که: «من قبل از آمدن او با وسواس خانه را تمیز می‌کنم و بعد از آن». خوب است، کار‌هایت را مرحله به مرحله انجام می دهی. اما متوجه یک چیزی شدم؟ خود او به خودش بیشتر سخت می‌گیرد تا دوستانش به او. همیشه به من می‌گوید که خانه‌ام خیلی خوب به نظر می‌رسد و خانه‌اش هیچ وقت به تمیزی خانه من نیست. شاید‌‌ رها کردن خودتان به این معنا باشد که به‌‌ همان اندازه که به دوستانتان لطف دارید، به خودتان لطف داشته باشید. من همیشه در این مورد سعیم را می‌کنم. به علاوه به آن‌ها یادآوری می‌کنم که وقتی بچه‌هایشان در ملاء عام شروع به داد و فریاد می‌کنند، خیلی خوب با آن‌ها رفتار می‌کنند و البته به خود هم باید یادآوری کنم. دفعه بعد که فرزندم در سوپرمارکت شروع به جیغ زدن کند، او را بیرون می‌کشم و سعی می‌کنم همانطور که دوستانم به من دلگرمی می‌دهند، به خودم دلگرمی بدهم.

کارتان را کامل کنید، بعد سراغ دیگری بروید

مادری را نمی‌شناسم که به مهارت انجام چندین کار همزمان به خود نبالد. ما می‌توانیم با تلفن صحبت کنیم، در این حین بینی کودکمان را پاک کنیم، در اینترنت به دنبال چیزی باشیم و به سوالاتی درباره عادت غذایی پرندگان پاسخ دهیم. اما وقتی به این موضوع فکر می‌کردم، سر در نیاوردم که آیا این مشکل ما فطری است یا نه. در هفته‌های اول تولد نوزاد، یاد می‌گیریم که کارهای زیادی را یک مرتبه انجام دهیم. شاید هرگز آن را فراموش نکنیم، شاید گاهی اوقات باید آن را فراموش کنیم.

همین طور که در آشپزخانه ایستاده بودم، سبزی خرد می‌کردم و در برابر میل به قرار دادن لپ تاپم در مقابلم مقاومت می‌کردم، با خودم فکر کردم که آیا این‌ها علائم گوشه گیری نیستند؟

در حالی که بچه‌ها را بدون اینکه موبایلم به گوشم چسبیده باشد، به بازار می‌بردم با خودم گفتم: «انگار حس خوبی ندارم».

هیمن طور که خودم را مجبور می‌کردم بدون اینکه این همه وسایل ریخت و پاش شده در اتاق بازی را جمع کنم، به دخترانم توجه کنم با خودم گفتم: «نه نمی‌توانم تمرکز داشته باشم.»

در آخرین روز از هفته ساده‌تر کردن کار‌ها مثل همیشه دیر از خانه بیرون زدم و با خودخوری که ذهنم را مشغول کرده بود، به سمت مدرسه رانندگی کردم. «چرا نمی‌توانم این کار را درست انجام دهم؟ باید قبلاً برنامه ریزی می‌کردم، یا نه می‌گفتم یا خودم را از انجام کاری خلاص می‌کردم یا هر چیز دیگری. اما نباید دوباره با لباس خواب در سالن مدرسه راه می‌رفتم.»

رادیو داشت ترانه پخش می کرد، صدایش را زیاد کردم و دختر‌ها شروع کردند به همراهی کردن. آن روز یک دفعه تبدیل به روز خیلی خوبی شد و خیلی به هرچیزی اهمیت ندادم. یک دفعه به خودم آمدم: بازهم رفتن به مدرسه و نگرانی از دیر رسیدن، تلاش برای زود‌تر رسیدن و سرزنش کردن خودم به خاطر اشتباهاتم، همه این‌ها باهم دیگر خیلی برایم سنگین بود. در آن لحظه تنها چیزی که واقعاً باید انجام می‌دادم این بود که آن‌ها را سوار ماشین کنم و شروع کنم به آواز خواندن، البته با لباس خواب.

موضوع انجام دادن یک کار، فقط عدم انجام ندادن چندین کار با هم دیگر نیست، بلکه موضوع دقت کردن نیز هست. کمک گرفتن از دیگران، نه گفتن، یا بی‌خیال کاری شدن، همیشه ممکن نیست. با انجام دادن بیش از حد این‌ها نمی‌توان زندگی کرد. اما هفته آزمایش ساده سازی به من یاد داد که موضوع اصلی آن چیست: اینکه یادبگیریم در لحظه باشیم و سعی کنیم خیلی نگران بقیه کار‌ها نباشیم. زندگی کردن با داشتن بچه همین است و فقط می‌توانیم امیدوار باشیم که ساده باشد.


 
آموزش مهارت به کودک با بازی کردن
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

نوزادان و کودکان در سنین مختلف، بسیار کنجکاوند و دوست دارند انواع مختلفی از اسباب بازی‌ها را امتحان کنند.

 

نوزاد شش‌ماهه شما ترجیح می‌دهد موقع خوردن شام به قاشق چنگ بیندازد تا اینکه غذا بخورد. کودک بیست‌ماهه‌تان، هنگام خالی‌کردن ماشین ظرفشویی دوست دارد کارد‌ها و چنگال‌ها را از هم جدا کند. در هر دو حالت، کودک شما در حال انجام کاری است که در آن بسیار ماهر است؛ بازی‌ کردن!
بازی‌ کردن، در رشد جسمی و فکری کودک اهمیت زیادی دارد. کودکان، در تمام سنین، از راه بازی‌ کردن می‌آموزند. دکتر رونی لیدرمن (Roni Leiderman) از نویسندگانِ کتاب «۱۰۰۱ بازی شاد و آموزنده برای نوزاد و کودک شما» می‌گوید: «همیشه به پدر و مادر‌ها می‌گویم که اگر می‌توانستید مغز نوزادتان را ببینید، متوجه می‌شدید که هر بار که بازی می‌کند، ارتباط‌ها و تغییرات جدیدی در مغزش به وجود ‌می‌آید.

چرا نوزادان دوست دارند که بازی کنند؟
نوزادتان را در تختخوابش قرار دهید، خواهید دید که حرکت و رنگ‌ عروسک‌هایی که بالای سرش آویزان هستند، توجه او را به خود جلب می‌کنند. او هنوز نمی‌تواند دستش را دراز کند و به عروسک‌ها چنگ بیندازد، اما می‌تواند برای بررسی و شناخت آن‌ها از حواسش استفاده کند. حس شنوایی، بینایی، چشایی و بویایی، ابزاری هستند که کودکتان از آن‌ها برای درک دنیای اطراف استفاده می‌کند. در واقع، در سال اول زندگی نوزاد، اکثر بازی‌ها برخاسته از محرک‌های حسی هستند. اگر شیء در دسترس باشد، برای رسیدن به آن چنگ می‌زند و همین که آن را گرفت، تکانش می‌دهد تا ببیند که آیا صدا می‌دهد، بعد در دهانش می‌گذارد تا مزه‌اش را امتحان کند یا آن را لمس می‌کند تا دریابد جنس آن چیست. برای درک تصویری از جهان از دیدگاه یک کودک، تصور کنید که وقتی بعد از شام، ظرف دسر سر میز می‌آید، چه احساسی دارید! مطمئناً دوست دارید از همه آن بچشید، این در حالی است که می‌دانید که شکلات، شیرین و پای لیمو، ترش‌مزه است، اما نوزادان هیچ تجربه قبلی ندارند. دنیای پیرامون آن‌ها، برایشان مانند میز لبریز از غذاهایی متنوع و آماده کاوش است؛ از قبیل تفاوت میان طعم‌ها، بافت‌ انواع جوراب‌ها، توپ‌های پلاستیکی و یک تکه موز.

بازی‌های مناسب زمان تولد تا ۶ ماهگی
پارچه‌های مختلف، از قبیل ساتن و پشم را به دست و پای کودکتان بمالید.
چهره‌ها برای نوزادان جذاب هستند. آیینه‌ای را نزدیک میز تعویض پوشک او قرار دهید یا چهره‌هایی را روی بشقاب‌های یک‌بار مصرف نوزادان بکشید.

نوزادان با بازی‌کردن چه چیزی می‌آموزند؟
با نزدیک‌شدن نوزادان به یک‌سالگی، و همچنین رشد مغزی و پیشرفت آن‌ها در مهارت‌های حرکتی (به‌خصوص مهارت استفاده از دستانشان)، مرحله بعدیِ بازی را تقویت می‌کند؛ البته حواس دیگر نیز همچنان مهم هستند. اما به جای اینکه فقط بخواهند به جنس، صدا و مزه اجسام پی ببرد، می‌خواهند بدانند که اگر آن را به زمین بیندازند چه اتفاقی می‌افتد؟ در مقابل با چه واکنشی مواجه می‌شوند؟ اگر کاری را دوباره انجام دهند باز هم دقیقاً‌‌ همان اتفاق می‌اُفتد؟ همین طور که کودک شما زمین‌زدن، پرتاب‌کردن و انداختن را تجربه می‌کند، درس‌هایی از رابطه علت و معلولی می‌آموزد. مثلاً وقتی برج خانه‌سازی‌اش را واژگون می‌کند، در واقع چیز مهمی را کشف می‌کند. او می‌فهمد که می‌تواند باعث رخ‌دادن اتفاقی شود که پیام بزرگی را به او می‌رساند: «قدرت و استقلال». این کار برای کودکی که بیشتر عمرش را در آغوش بزرگسالان سپری کرده‌ و به او گفته می‌شده است که کجا باید بنشیند و کی باید چرت بزند، کار بسیار هیجان‌انگیزی است. حالا ناگهان کمی بر محیط پیرامونش کنترل می‌یابد. او می‌تواند تصمیم بگیرد که اجسام کجا قرار بگیرند و این حس سبب می‌شود، آزمایشش را بار‌ها و بار‌ها انجام دهد. بتی بوردنر (Betty Bordner) مربی نوزادان در موزه ملی بازی (Strong National Museum of Play) در روچستر نیویورک می‌گوید: «تکرار به کودکان فرصت تمرین می‌دهد و هر بار که کاری را انجام می‌دهند، در انجام آن، مهارت بیشتری می‌یابند.

بازی‌های مناسب برای سنین ۷ تا ۱۲ ماهگی

  • بااستفاده از بالش‌هایی با اندازه‌های مختلف، می‌دانی از موانع بر سر راه او که چهار دست و پا یا سینه‌خیز حرکت می‌کند، قرار دهید.
  • اسباب‌بازی مورد علاقه‌ کودکتان را زیر پتو قرار دهید و او را به پیدا‌کردن آن تشویق کنید.
  • به نوزادتان یک قاشق و قابلمه بدهید و بگذارید سرو‌صدا کند.

 

کودکان نوپا از بازی چه چیزی می‌آموزند؟
 بازی با توپ و بلوک‌های خانه‌سازی، نحوه عملکرد دنیا را به کودکتان می‌آموزد، اما علاقه یک کودک نوپا فرا‌تر از درنوردیدن اسباب‌بازی‌های جلوی دستش خواهد رفت. وقتی موبایلتان را بر می‌دارد و ادای صحبت‌کردن را در می‌آورد، می‌فهمید که بازی‌های او به مرحله جدیدی رسیده است و نقش‌ها و وظایف خاص افراد مهم زندگی‌اش را تمرین می‌کند. بین ۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی این نوع از بازی‌های او، بیشتر دربار‌ه تقلید است؛ چه تقلید از کارهای روازنه والدینش و چه شخصیت‌ها و توطئه و نقشه‌هایی که در برنامه‌های تلویزیونی می‌بیند؛ اما بالاخره، نقشه‌های ساختگی از تخیل کودک به‌همراه صحنه‌های نمایش و لباس‌های فی‌البداهه نشئت خواهند گرفت. وقتی نوزادتان به جای تلفن از موز استفاده می‌کند (معمولاً در سن بین ۲ و ۳ سالگی) متوجه خواهید شد که او قادر به تفکر نمادین است. چرا این مهارت این قدر مهم است؟ چون این کار، به معنی پیدایش توانایی تفکر انتزاعی است، که زمینه کتاب‌خواندن، یادگیری ریاضی، حل مسائل و سایر مهارت‌هایی که برای موفقیت در مدرسه و بعد از آن بسیار مهم است، فراهم می‌آورد.

بازی‌های مناسب برای سن ۱ تا ۲ سالگی

  • کودکتان را به پیاده‌روی در دامان طبیعت ببرید. اجازه دهید سطلی را از برگِ شاخه‌های درختان و میوه‌های کاجی که سر راهش می‌بیند، پر کند.
  • آلبومی از تصاویر افراد مورد علاقه او، حیوانات مختلف، ماشین‌ها یا غذا‌ها تهیه کنید. سپس او را تشویق کنید که نام هرکدام از آن‌ها را بگوید.


بازی‌های مناسب برای سنین ۲ تا ۳ سالگی

  • کودکان در این سن عاشق پریدن، بالا‌رفتن، پرتاب‌کردن، دویدن، رقصیدن و پشتک‌زدن هستند.
  • برج‌سازی با بلوک‌های خانه‌سازی -هرچه بلند‌تر بهتر- بازی مورد علاقه آن‌ها است.
  • در این سن بازی شبیه‌سازی (خاله‌بازی) بازی بسیار مهم و رایجی برایشان خواهد بود.


کودکان ۳ یا ۴ ساله (پیش دبستانی) از بازی چه چیزی می‌آموزند؟


ممکن است قبل از دو سالگی کودکتان فقط به کشیدن اسباب‌بازی از دست هم سن‌و‌سالانش علاقه داشته باشد، اما تغییری در حال اتفاق است. کودکان در دو سالگی به فکر برقراری ارتباط با دیگران می‌افتند. به موضاعات یکسانی می‌خندند. وقتی یکی از کودکان شروع به دست‌زدن می‌کند، دیگری نیز همین کار را انجام می‌دهد. این الگوبرداری در حدود ۳ سالگی در بازی‌های پیچیده‌تری نمایان می‌شود. کودکان در سه سالگی بهتر حرف می‌زنند که این مهارت آغاز‌گر زندگی اجتماعی آن‌ها خواهد بود. به‌جای اینکه کنار هم بازی کنند، با هم بازی می‌کنند. بازی‌های تخیلی آن‌ها قوی‌تر می‌شود؛ نقش‌هایی را می‌پذیرند و نقش‌هایی را به دیگری محول می‌کنند، از قبیل «نوبت منه که چایی بریزم. تو شیرینی‌ها را تعارف کن.» توافق بر سر بازی، نوبتی انجام‌دادن کار‌ها و حل اختلاف نظر‌ها، در سنین ۳ تا ۴ سالگی ممکن می‌شود؛ هرچند هنوز هنگام مشکل در روابطشان، نیاز به کمک بزرگسالان دارند. اگر خیلی با هم بحث کردند یا وسایلشان را با هم سهیم نشدند، نگران نشوید. یادگیری بازی‌های مشارکتی نیاز به زمان و تمرین دارد!
بنابراین دفعه بعد که دیدید کودکتان خمیر بازی را له کرده و به آن طرف اتاق پرت می‌کند، با خود نگویید که چه اوضاع درهم برهمی درست کرده! در عوض از اینکه خیلی تلاش می‌کند، رابطه علت و معلولی را بیازماید و به درک دنیای متنوع پیرامونش می‌پردازد، خوشحال باشید و به او افتخار کنید.

نکاتی پیرامون خرید اسباب‌بازی


دفعه بعد که در فروشگاه اسباب‌بازی حسابی خسته شدید، توصیه‌های دکتر استوان اوباخ (Stevanne Auerbach)، نویسنده کتاب «بازی‌های زیرکانه، اسباب‌بازی‌های زیرکانه: نحوه تربیت کودکی با ضریب هوش بازی بالا (Smart Play Smart Toys: How to Raise a Child with a High PQ)» را به یاد بیاورید:

  • به تقویت قوای حسی او فکر کنید. رنگ‌های روشن، قوّه بینایی او را تحریک می‌کند. جغجغه‌ها هم صدای جالبی ایجاد می‌کنند.
  • اسباب‌بازی‌های اصلی را برایش تهیه کنید. هر کودکی باید یک عروسک نمایشی، جغجغه، عروسک و یک وسیله چرخ‌دار مانند کامیون یا اسباب‌بازی هل‌دادنی مانند کالسکه داشته باشد.
  • تناسب سنی را در نظر بگیرید؛ بله، نوزاد شما مجموعه قطار را دوست دارد، اما صبر کنید تا به‌اندازه کافی بزرگ شود تا تکه‌های آن برایش خطری ایجاد نکنند.
  • حواستان به اسباب‌بازی‌های خلاقانه باشد؛ دکمه اسباب‌بازی را فشار می‌دهید تا صدای آن درآید، ولی ظرف چند ثانیه کودک به‌سراغ چیز دیگری می‌رود. به جای آن به وسایلی فکر کنید که استفاده نامحدودی دارند، مانند بلوک‌های خانه‌سازی، خمیر بازی یا رشته‌ای از مهره‌ها.

آیا پسر‌ها می‌توانند با عروسک بازی کنند؟

چرا احتمال اینکه دختر‌ها با عروسک بازی کنند و پسر‌ها با کامیون بیشتر است؟ دکتر گرییان الکساندر (Gerianne Alexander)، استادیار روان‌شناسی دانشگاَه A&M در تگزاس می‌گوید: «ترجیح‌دادن اسباب‌بازی‌های ویژه یک جنس، ممکن است یک چیز ذاتی باشد. در یک تحقیق آزمایشگاهی، وقتی گزینه‌ای در اختیار کودکان قرار داده شد، پسر‌ها با کامیون و توپ بازی کردند و دختر‌ها با عروسک و قابلمه. فرضیه ما این است که پسر‌ها به سمت اشیایی که حرکت می‌کنند و می‌توانند فعالانه استفاده شوند، گرایش دارند. این گرایش به دوران انسان‌های اولیه که مهارت شکار برای حفظ بقا برایشان بسیار مهم بود، باز می‌گردد. وظایف دختر‌ها برای تولید‌مثل، آن‌ها را به سمت رنگ صورتی جذب می‌کند». دکتر الکساندر می‌گوید: «نوزادان تمامی نژاد‌ها، پوستی صورتی‌تر از بزرگسالان دارند، بنابراین شاید صورتی‌بودن نوزادان، آن‌ها را برای جنس مونث جذاب‌تر می‌کند.» دختر‌ها و پسر‌ها یک چیز مشترک دارند، آن هم کنجکاوی سیری‌ناپذیر آنهاست. بنابراین اگر پسرتان دوست دارد میزبان یک میهمانی چای باشد، یا دخترتان دوست دارد کامیون‌هایش را به هم بکوبد، او را تشویق کنید، حتی پسر‌ها هم نیاز دارند بدانند که چگونه یک فنجان چای را جرعه‌جرعه بنوشند


 
تقویت یادگیری در کودک
ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

تمایل کودکتان به یادگیری را تقویت کنید
ایجاد حس کنجکاوی در کودک جهت کمک به موفقیت او در کلاس بسیار مهم است.
خبر خوش: نه تنها کار ساده‌ای است، بلکه جالب هم هست.

وقتی دخترم لیلی (Lily) چهار ساله بود، هنگامی که مالچ باغ سبزیجاتمان را کنار می‌زدم تا لانه کرم‌های قرمز را پیدا کنم، با علاقه نگاه می‌کرد. خیلی زود متوجه شد که برگ‌های دست نخورده در پاسیو، خانه ده‌ها موجود دیگر است، هر دو از این اکتشاف خوشحال بودیم. آن موقع متوجه نشدم اما آن اکتشاف یکی از آن لحظات کوچک، اما زیادی بود که به تقویت میل به یادگیری او کمک می‌کرد- میلی که تا مدرسه همراه او بود و امیدوارم که برای همیشه همراهش باشد.
دکتر لیندا آکردولو (Linda Acredolo) مشاور والدین و یکی از نویسندگان کتابِ «ذهن کودک: بازی‌های تقویت کننده ذهن و مورد علاقه کودکتان» می‌گوید: «القاءِ میل به یادگیری، یکی از بزرگ‌ترین هدایایی است که می‌توانید به کودکانتان تقدیم کنید. البته نه به این معنی که از مهارت‌هایی مانند خواندن و حساب چشم پوشی کنید. کتی سیل (Kathy Seal)، یکی از نویسندگان کتاب «ذهن‌های برانگیخته: تربیت کودکانِ عاشق یادگیری» می‌گوید: «اما به یاد داشته باشید که: کودکانی که از آموزش لذت می‌برند، دوست دارند به اکتشافات عمیق بپردازند، بیشتر تلاش می‌کنند، و در مدرسه و زندگی موفق‌تر هستند.» تدابیر زیر کمک می‌کند تا فرآیند یادگیری در تمام سال‌های اولیه زندگی برایش تازگی داشته باشد.

برای بازی به طور مستقل زمان بگذارید

اگر تا به حال کودک نوپایی را دیده باشید که دائم سطلی را پر از شن، خالی و دوباره پر می‌کند، خواهید فهمید که تمامی کودکان ذاتاً دانشمند هستند. اما تا زمانی که به کودکتان اجازه ندهید به شیوه خودش به کاوش دنیا بپردازد، فرآیند آزمایش روی نخواهد داد. دکتر مارگری بی. فرنکلین (Margery B. Franklin)، استاد افتخاری روان‌شناسی دانشکده Sarah Lawrence در برونکسویل نیویورک می‌گوید: «به او زمان و فضایی بدهید تا خودش به کاوش بپردازد.» با دیدن اولین ناکامی او، نسبت به میل کمک به او مقاومت کنید؛ بچه‌ها باید یاد بگیرند که چطور خودشان مسائل را حل کنند. دکتر کیل پروت، مشاور والدین و یکی از نویسندگان کتاب «همیاری والدین» (Partnership Parenting) می‌گوید: «بیشتر بچه‌ها برای داشتن پشتکار به کمک شما نیاز دارند.»

او را تشویق به مشاهده کنید

نگاه کردن دقیق به هر شیئی باعث می‌شود که کودکتان در آن مورد کنجکاو شود. به جزئیاتی که بدون نگاه دقیق متوجه آن نخواهد شد، از قبیل خطوط مار پیچ اثر انگشت و یا نقش و نگار پرده توری اشاره کنید. مارلا بار از اهالی نیویورک عادت داشت هنگام پیاده روی در اطراف شهر با دختر ۲ ساله‌اش، جولیا، بازی «به من بگو چی می‌بینی» را انجام دهد. «پرچم امریکا را به او نشان می‌دادم و از او می‌خواستم تمامی پرچم‌هایی را که سر راه‌مان می‌بیند به من نشان دهد.» در عوض، جولیا از مادرش می‌خواست تا تمامی چیزهای جدیدی را که می‌بیند (از قبیل صندوق پست یا کامیون زباله) به او بشناساند و سپس سعی می‌کرد نمونه‌های دیگری بیابد


 
هفت نشانه که کودکتان دوستتان دارد
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

وقت هایی در زندگی وجود دارند که فکر می کنید فرزندتان شما را دوست ندارد، ولی به رفتارهایش بیشتر دقت کنید.

1.نوزادتان به چشمان شما خیره می‌شود. احتمالاً تلاش می‌کند تا چهره شما را به خاطر بسپارد. او از دنیای پیرامون خود هیچ چیزی نمی‌داند، اما می‌داند که شما شخص مهمی هستید.

2.کودکتان حتی زمانی که دور و بر او نیستید، به شما فکر می‌کند. بین ۸ تا ۱۲ ماهگی وقتی اتاقش را ترک می‌کنید، صورتش را جمع می‌کند و با نگاه به اطراف خود، به دنبال شما می‌گردد و با باز گشت شما به اتاق، لبخند بر لبانش می‌نشیند.

3.کودک نو پای شما کج خلقی می‌کند؛ اما این جیغ و داد‌ها به این معنا نیست که دوستتان ندارد. اگر نسبت به شما دلگرمی نداشت زمانی که از اطاق بیرون رفته و او را ترک می‌کردید، عصبانی و رنجیده نمی‌شد.

4.هنگامی که کودک نوپای شما زمین می‌خورد یا ناراحت می‌شود، به سمت شما می‌دود. بچه‌ها در این سن شاید معنای «دوستت دارم» را دقیقاً درک نکنند، اما کار‌هایشان گویای احساس قلبیشان می‌باشد.

5.پیش می‌آید که کودک پیش دبستانی شما گلی که از باغچه چیده، قلبی را که نقاشی کرده و سنگ درخشانی را که پیدا کرده است، به شما می‌دهد.

6.کودک پیش دبستانی شما دوست دارد، مورد تایید شما قرار گیرد؛ به همین دلیل دوست دارد در کارهای خانه کمکتان کند و به دنبال فرصتی می‌گردد تا شما را تحت تاثیر قرار دهد و برای جلب نظر شما می‌گوید: «به من نگاه کن».

7.کودک نونهالتان به شما اعتماد می‌کند و اسرارش را با شما در میان می‌گذارد. مثل اولین باری که گلویش پیش کسی گیر کرده یا اینکه در مورد مسائلش با شما درددل کند. شما محرم او هستید، حتی اگر در حضور دیگران از بغل کردن شما خجالت بکشد.


 
کشیدن مو
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

وقتی کودکتان موی کسی را می کشد، عصبانی نشوید؛ این تنها شیوه ای می باشد که برای رسیدن به خواسته اش بلد است.

کشیدن ناگهانی مو، لگد زدن، گاز گرفتن، نیشگون گرفتن و زدن، یکی از شیوه‌هایی است که کودکان نوپا احساس خود را بیان می‌کنند و سعی می‌کنند به این شکل کنترل محیط پیرامون خود را به دست بگیرند.

مارک رابرتز، استاد روان‌شناسی بالینی دانشگاه ملی ایداهو، می‌گوید چنین رفتاری ۳ عامل عمده دارد:

  • برای کودکان نوپای کم سن و سال (۱۲ تا ۱۸ ماه)، این کار ساده‌ترین راه ممکن و بهترین شیوهٔ بیان است. آن‌ها دریافته‌اند که چگونه به عکس العمل مورد نظرشان دست یابند و می‌خواهند که دوباره چنین عکس العملی را دریافت کنند. مثل روشن کردن چراغ، ضربه زدن به یکی از اسباب بازی‌هایی که چیزی از آن بیرون می‌زند. کودک موی برادر بزرگش را کشیده و او هم جیغ می‌کشد، بامزه است!
  • دلیل دیگر آن این است که کودک می‌خواهد کاری کند که چیز‌های بد از سر راهش کنار برود. یکی سینه خیز رویش رفته یا اسباب بازی او را برداشته است. او هم می‌رود سراغش، مو‌هایش را می‌کشد و آن کار بد دیگر تکرار نمی‌شود.
  • بالاخره اینکه در کودکان بزرگ‌تر (۲ تا ۳ ساله)، مهارت‌های‌شناختی برای سر در آوردن از هر چیزی در حال شکل گیری است و ممکن است برای کنترل وضعیت سعی در کشیدن موی آن شخص کند. رابرتز مثال می‌زند: برادر بزرگ‌تر آخرین شیرینی باقیمانده را برمی دارد، بنابراین او هم مو‌هایش را می‌کشد تا جیغ بکشد. در این مورد دو احتمال وجود دارد: ممکن است شما مداخله کنید و از برادر بزرگ‌تر بخواهید که آن را با او تقسیم کند و مهم‌تر از همه اینکه ممکن است با انجام این کار برادر بزرگ‌تر حساب کار دستش بیاید و قبل از برداشتن آخرین شیرینی باقی مانده، خوب فکر‌هایش را بکند.

راه حل چیست؟

بیهودگی این کار را به او ثابت کنید. یکی از مهم‌ترین راه کار‌های جلوگیری از رفتار نادرست کودکتان این است که او را مجاب کنید که این شیوه، فایده‌ای نخواهد داشت. اگر از این کارِ او چشم‌پوشی کنید، موثر خواهد بود (در غیر این صورت کودک تصور می‌کند که با کشیدن موی هر کسی می‌تواند به خواسته خود برسد) و همین طور که با گذشت زمان به این مسأله پی می‌برد که کشیدن مو او را به خواسته‌اش می‌رساند، رفتار او بد‌تر می‌شود. اگر زیادی در این مورد استدلال کنید (هانا باید موهای الی را می‌کشید، چون الی از قصد این کار را کرده است یا بروم برایش داستان بخوانم تا حواسش را پرت کنم)، ممکن است بازیچهٔ دست او قرار بگیرید. کودک شما پیچیدگی تعامل اجتماعی را نمی‌فهمد. چیزی که او دستگیرش شده، این است که اگر موی کسی را بکشد، شما به او (کودکتان) دلسوزی خواهید کرد و روی پا‌هایتان خواهید نشاند. به جای این کار، بیهودگی و بی‌نتیجگیِ آن را به او ثابت کنید. اگر کودکتان موهای خواهرش را به قصد گرفتن اسباب بازی او کشید، اسباب بازی را به خواهرش برگردانید و برایش توضیح بدهید که «ما موی کسی را نمی‌کشیم.» برای اثربخشی این شیوه باید سریع وارد عمل شوید، زیرا کودکان مخلوقاتی لحظه‌ای هستند.

time out، زمانی است که والدین کودک خود را پس از انجام کاری نامناسب به گوشهٔ خلوتی می‌برند و به منظور تربیت کودک با او صحبت کرده و او را در سکوت نگه می‌دارند تا کودک به رفتار نامناسب خود فکر کند.

تاثیر این شیوه در کودکانِ زیر ۲ سال ثابت نشده است. بنابراین برای کودک نوپایتان بهترین کار نصیحت است: «به آرامی دست او را بگیرید و در حالی که دستانش را در دستتان گرفته‌اید با او صحبت کنید؛ مثلاً بگویید: «نه! نه! ما موی کسی را نمی‌کشیم. اگر موی کسی را بکشیم، دردش می‌گیرد.»

اگر کودکتان ۲ یا بیش از ۲ سال دارد، بگذارید از طریق «قرنطینه روی صندلی» بفهمد کشیدن مو واکنش قابل قبولی نیست. در حین قرنطینه پیش او بمانید، اما با او حرف نزنید. این تنبیه باید یک دقیقه طول بکشد. اگر کودکتان روی صندلی نمی‌ماند، نوع مستمر این شیوه را امتحان کنید. بعد از انجام time out، راجع به کاری که کرده است، با او صحبت کنید، حتی اگر هنوز بسیاری از مهارت‌های کلامی را نیاموخته است و از جملات کوتاه که برای کودک قابل فهم است، استفاده کنید (مثلاً نه! نه! مو نمی‌کشیم!!). زیرا این کار به او نشان می‌دهد که صحبت کردن راهی برای حل مشکلات است. از کودک خود بپرسید: «چه کار اشتباهی انجام داده؟» و بعد بگویید: «چرا این کار اشتباه بود؟» رابرتز می‌گوید نگران نشوید اگر در پاسخ شما گفت: «چون که باید تنبیه می‌شدم.» و یا پاسخی متفاوت‌تر داد. چنین پاسخی به لحاظ رشدی طبیعی است و می‌توانید در ادامه بگویید: «بله، اگر موی کسی را بکشی، مجبوری مدتی تنها بمانی؛ اما راه دیگری هم هست که باید راجع به آن فکر کنی. تو نباید موی کسی را بکشی، چون دردش می‌گیرد.» هرچند انجام این فرایند مهم است، اما انتظار زیادی از آن نداشته باشید. کودکان باید شیوه‌های سخت تری را بیاموزند، با انجام مکرر آن و پی بردن به اینکه انجام چنین کاری او را به دردسر خواهد انداخت، نتیجه خواهید گرفت. وظیفه شما این است که منطقی باشید و از اینکه هر روز‌‌ همان نصایح را تکرار می‌کنید، ناامید نشوید.


 
چرا کودک گاز می‌گیرد
ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

چرا کودک خردسال من گاز می گیرد؟

شاید از این‌که بشنوید کودک خردسال‌تان کودک دیگری را گاز گرفته است، شوکه شوید. یا این‌که فرو رفتن دندان‌های او را در بدن‌تان حس کنید. اما این رفتار، رفتاری غیر طبیعی نیست: اکثر کودکان تا زمانی‌که به سن پیش دبستانی (۳ تا ۴ سال) برسند، حداقل یک نفر را گاز گرفته‌اند و علاوه بر این، فرد دیگری نیز آن‌ها را گاز گرفته است. بچه‌ها وقتی بزرگ‌تر می‌شوند کمتر گاز می‌گیرند، اما در این سن گاز گرفتن در موقعیت‌هایی که بچه‌ها دور هم جمع شده‌اند، از قبیل مهد کودک یا گروه‌های بازی، مسأله‌ای رایج است.

بچه‌ها زمانی گاز می‌گیرند که نمی‌توانند موقعیتی را تحت کنترل خود در آورند، برای مثال وقتی ترس، عصبانیت و یا نا‌امیدی به سراغ آن‌ها بیاید. یا ممکن است به این دلیل باشد که که فرد دیگری آن‌ها را گاز گرفته است. کودکان خردسال، اغلب هنگام دعوا و یا وقتی که احساس کنند در موقعیت دشواری قرار دارند و یا کسی می‌خواهد به آن‌ها صدمه بزند، گاز می‌گیرند. یک تغییر بزرگ، مانند اضافه شدن نوزاد جدیدی به اعضای خانواده یا یک خانۀ جدید نیز، می‌تواند منجر به آشفتگی عاطفی و در نتیجه بروز رفتارهای تهاجمی شود. گاهی اوقات گاز گرفتن آن‌ها فقط به این دلیل است که می‌خواهند تأثیر آن را بیازمایند، زیرا هیجان زده یا برافروخته شده‌اند و یا می‌خواهند ابراز محبت کنند. اما آگاهی از این‌که گاز گرفتن مسأله‌ای رایج است، نمی‌تواند از ناخوشایندی این عمل بکاهد. نه تنها از این‌که کودک‌تان، بچۀ دیگری را گاز گرفته ناراحت می‌شوید، بلکه با اعتراض سایر والدین نیز مواجه خواهید شد و دیگر در پیش دبستانی یا گروه‌های بازی از او استقبال نخواهند کرد.

مهم‌ترین مسأله‌ای که باید به یاد داشته باشید این است که کودک قصد حمله به دیگران را ندارد، بلکه هدف او بیشتر بازی کردن، کاوش و لذت بردن از حضور دوستانش است. اولین گام برای جلوگیری از این عمل کودک، کشف علت آن است. جَنیس کایسر، مربی تربیت کودک و یکی از نویسندگان کتاب «به والدینی تبدیل شوید که دوست دارید باشید» (Becoming the parent you want to be) می‌گوید: «ببینید که چه اتفاقی دارد برای کودک‌تان می‌افتد، هدف شما نه تنها باید جلوگیری از این رفتار او، بلکه کمک به رشد او باشد.»

در زیر نحوۀ کمک به او در هر دو مورد آمده است:

وقتی کودکتان بچۀ دیگری را گاز می گیرد، چه کار باید بکنید

  • از اینکه هر دوی آن‌ها سالم هستند، اطمینان حاصل کنید. اول بچه‌ها را از هم جدا کنید و مطمئن شوید که آن‌قدر فاصله دارند که نتوانند همدیگر را گاز بگیرند.
  • خونسردی خود را حفظ کنید و او را سرزنش یا تنبیه نکنید. با این‌که می‌خواهید جدیت این کار را به او گوشزد کنید، اما تنبیه سخت، احتمال تکرار آن را افزایش می‌دهد. کار‌شناسان گمان می‌کنند که چنین تنبیه‌هایی منجر به عصبانیت و رنجش کودک شده و با گذشت زمان می‌تواند منجر به بروز بیشتر چنین رفتاری شود.
  • به هر دو کودک کمک کنید. هم کودک مهاجم و هم کودکی که گاز گرفته شده، به کمک نیاز دارند. اولین کاری که باید بکنید، این است که میزان آسیب دیدگی او را بررسی کنید و با ملایمت زیاد، مراقبت‌های پزشکی را به عمل آورید. اما کودکی را که این کار را انجام داده است، فراموش نکنید. شاید به گونه‌ای رفتار کند که گویی برایش مهم نیست، یا این‌که از میزان دردی که وارد کرده خبر ندارد. علاوه بر این هیچ کس خونسرد‌تر از کودکی که به تازگی به فردی آسیب رسانده، به نظر نمی‌رسد. اما او می‌داند که چه کاری کرده است. توجه و ملایمت با او نیز، به او کمک می‌کند تا آنقدر احساس راحتی کرده که بتواند حس خود نسبت به عمل گاز گرفتن و هر چیزی که بار اول او را ناراحت و عصبانی کرده است، بیان کند.
  • کودکتان را تشویق کنید تا هنگام ناراحتی به شما مراجعه کند. شاید هنگامی که سخت‌ترین اوقات خود را می‌گذراند، در کنار او نباشید – برای مثال در مهد کودک یا پیش دبستانی – اما باید بداند که می‌تواند از فرد بزرگسال دیگری کمک بگیرد. به او بگویید هنگامی که ناراحت است، نزد شما بیایید و وقتی به شما مراجعه می‌کند، کاملاً به او توجه کنید. به نزدیکی و صمیمیت او به خودتان، به عنوان یک بیمه‌نامه علیه ابراز خشونت در غیاب شما بنگرید.
  • دربارۀ آنچه که اتفاق افتاده صحبت کنید.وقتی هر دوی‌تان آرام شده‌اید، زمانی را به پرسش این سؤال‌ها اختصاص دهید: «چگونه می‌توانی بدون اینکه آسیبی به کسی برسانی، به او بفهمانی که از دست او عصبانی هستی؟» و «وقتی از نحوۀ رفتار سایر کودکان با خود ناراحت هستی، چگونه می‌توانی از یک بزرگ‌تر کمک بگیری؟» برای حل این مشکل با هم نمایش بازی کنید. بسیاری از کودکان ۳ یا ۴ سالۀ پیش دبستانی، فقط یک بار گاز می‌گیرند. به او کمک کنید تا دیگر این کار را تکرار نکند.

چگونه از تکرار این کار جلوگیری کنیم

  • به این فکر کنید که کی و چرا کودک‌تان گاز می‌گیرد. آیا وقتی کودکی در گروه بازی اسباب بازیش را از او می‌گیرد، این اتفاق می‌افتد؟ زمانی که بچه‌ها دور او جمع شده‌اند؟ و یا وقتی که می‌خواهید به نوزاد جدیدتان شیر بدهید؟ شاید معلم او چیزهایی راجع به این‌که چه چیزی او را عصبانی می‌کند، بداند. بعد از مدتی، به احتمال زیاد خواهید توانست پیش‌بینی کنید که چه هنگام احتمال دارد کودک عصبانی شده و وارد عمل شود.
  • کارهای کودکتان را به دقت تماشا کنید.علائم هشدار دهنده از قبیل گریه کردن، فریاد زدن، کوبیدن پا و حمله ور شدن، معمولاً قبل از گاز گرفتن روی می‌دهند. اگر کسی را گاز گرفته است، حواس‌تان به او باشد و قبل از این‌که دوباره این کار را تکرار کند، مانع او شوید.
  • قبل از این‌که دوباره کسی را گاز بگیرد جلوی او را بگیرید.اگر علائم گاز گرفتن مجدد را در او دیدید، به سراغش بروید. سریعاً و با خونسردی مانع فرو بردن دندان‌هایش در گوشت هدف بشوید. و جملاتی از این قبیل بگویید: «نمی‌توانم بگذارم که به دوستت صدمه بزنی» یا «اوه نه، فکر نکنم که بخواهم دندا‌‌ن‌هایت را نزدیک‌تر از این بیاوری» و در حین ادای این جمله به آرامی، اما محکم پیشانی‌اش را چند سانتی‌متر از شانه‌های‌تان دور نگه دارید یا دست‌های‌تان را به شکل کاسه‌ای جلوی دهانش بگیرید.
  • نسبت به او گرم و با محبت بمانید.شاید وقتی که می‌خواهید جلوی گاز گرفتن مجدد او را بگیرید، داشتن چنین رفتاری سخت باشد. ممکن است احساساتی شده یا آن‌قدر عصبانی شده باشید که بخواهید سر او داد بزنید یا به زور مانع او شوید. اما اگر حین مانع شدن او، می‌توانید به یاد داشته باشید که چقدر او را دوست دارید، احتمالاً آن‌قدر احساس امنیت می‌کند که به شما نشان دهد چقدر عصبانی شده است. کایسر می‌گوید: «اگر خودتان را جای او بگذارید، واقعاً کمک‌تان می‌کند. به یاد داشته باشید که او در هر موقعیتی بهترین کاری را که از دستش بر می‌آید، انجام می‌دهد.» شاید او بتواند احساس خود را در قالب کلمات بیان کند و شاید نه. اما این مسأله خیلی مهم نیست. شاید چندین بار قبل از این‌که بتواند جلوی خودش را بگیرد و کسی را گاز نگیرد، شما مجبور شوید که به این طریق مداخله کنید.
  • روزهایی که با کودکی قرار بازی دارد،همراه او بروید. شاید لازم باشد روزهایی که با کودکی قرار بازی دارد، همراه او بروید تا این‌که این مشکل رفع شود یا حداقل والدین آن کودک را از این رفتار او آگاه کنید و نکاتی را دربارۀ این‌که چه چیزی در مورد کودک‌تان مؤثر واقع می‌شود به آن‌ها بگویید. اگر فکر نمی‌کنید که آن‌ها بتوانند این وضعیت را با خونسردی و محبت کنترل کنند، قرار بازی را به زمان دیگری موکول کنید.
  • هرگز این رفتار او را با گاز گرفتن پاسخ ندهید. برخی از والدین تصور می کنند که با این کار به او می فهمانند که گاز گرفتن درد دارد. اما در واقع با این کار، راه غلط برخورد با پرخاشگری را به او می آموزند – یعنی به او یاد می‌دهند که او نیز در عوض، رفتار تهاجمی از خود بروز دهد. حتی وقتی والدین از روی محبت کودک‌شان را گاز می‌گیرند نیز، می‌توانند به بروز چنین رفتاری در آن‌ها کمک کنند – بنابراین حتی به شوخی هم کودک‌تان را گاز نگیرید.
  • درباره گاز گرفتن برایش توضیح دهید.دربارۀ گاز گرفتن با او صحبت کنید - اما موعظه نکنید - یا یک بازی ساده انجام دهید. از کودک‌تان بپرسید که چه غذاهایی را دوست دارد گاز بزند. یا اشیاء روزمره را نام ببرید؛ مانند: کیک، میز، سگ و موز و از او بپرسید که آیا می‌توان آن‌ها را گاز گرفت یا خیر. حتی می‌توانید سؤالات خنده دارتری بپرسید (مثل گاز گرفتن ماشین، جاروبرقی یا کفش‌های پدرش) و با هم بخندید.
  • با آموزگار او صحبت کنید.نخست سعی کنید که چیزهای بیشتری درباره محیطی که کودک‌تان را در آنجا‌‌ رها می‌کنید، بدانید. آیا معلم او سعی می‌کند که در هنگام بروز رفتارهای پرخاشگرانه چه گاز گرفتن، زد و خورد و چه اذیت کردن مداوم مداخله کند؟ از این‌که او را در محیطی‌‌ رها نکرده‌اید که همه می‌توانند آزادانه یکدیگر را بزنند و هر کس باید از خودش دفاع کند، اطمینان حاصل کنید. اگر قانع شده‌اید که معلم اوضاع را تحت کنترل دارد، از او بپرسید که با گاز گرفتن کودکان چگونه برخورد می‌کند. معلم‌های با تجربه و کارآزموده، منبعی از فنون ابتکاری برای برخورد با این رفتارهای رایج هستند که خوب است در خانه این شیوه‌ها را امتحان کنید. همچنین از این طریق می‌توانید بفهمید که آیا پاسخ او نسبت به این رفتار کودکان بیشتر اثر تخریبی دارد یا مفید است.
  • یک چیز را جایگزین هدف گاز گرفتن او کنید. در برخی از مهد کودک‌ها به کودکی که گاز می‌گیرد، سیب می‌دهند. این کار می‌تواند در مواردی که او ناگزیر است دندان‌هایش را در چیزی فرو کند، چارۀ خوبی باشد

گاز گرفتن در کودکان خردسال علل مختلفی دارد. با نشان دادن عکس العمل های مناسب در مقابل او، این عادت بد را از بین ببرید.

 


 
فواید گِلبازی
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: رشد و پرورش خلاقیت

فواید گِلبازی

1ـ رشد و پرورش خلاقیت

خلاقیت و نوآوری کودک غالبا در زمانهایی شکوفا میشود که آزادی عمل دارد، میتواند قوه ی تخیل خویش را برای ساختن چیزی به کار اندازد.

از آنجا که بازی با گِل رس طبق الگو، مدل و نقشه ی از پیش تعیین شده نیست کودکان میتوانند به آفرینش دست بزنند، نیز به دلیل قابلیت انعطاف و نرمی گِل میتوانند به هر صورتی که بخواهند آن را شکل بدهند و خیلی سریع میتوانند خراب کنند. همان طور که نقاشی کردن موجب خلاقیت، ابتکار، نوآوری و لذت درونی برای کودک میشود، گِلبازی افزون بر همان اثرات، سرگرمی بسیار لذتبخش و شادی آفرین برای کودکان به حساب میآید.


2ـ رشد و پرورش گویایی


باید به کودکان فرصت داد از راه گِلبازی، مجسمه سازی، کولاژ و نقاشی ، احساسات و عقاید خویش را بیان نمایند. در بازی با گل رس کودک میتواند فکر کند، تصمیم بگیرد و با کمک قوه ی تخیل و تصورش چیزی بیافریند و در پایان ، احساس رضایت کند و درباره ی ساخته هایش صحبت کند. احساس رضایت ناشی از ساختن بسیار پراهمیت است.


علاوه بر آنکه کودک در مورد ساخته هایش داستانسرایی میکند، به افکارش هم
نظم و ترتیب میدهد. زمانی که کودکان در حال گِلبازی هستند ، برای دوستانشان صدا در میآورند، یا ممکن است خواسته باشند با کارهایی مثل پختن، خوردن، مهمانی و جشن ، خود را مشغول کنند.


3ـ رشد و کنترل اعصاب و عضلات

بیشتر کارهایی که با گل انجام میگیرد با به کارگیری انگشت و دست میباشد. فشار دادن، ضربه زدن، جدا کردن، غلطاندن، قطعه قطعه کردن، به همدیگر متصل کردن و ... به رشد عضلات کمک میکند و باعث میشود کودک تجربه های آسان و موفقی برای خود کسب نماید.


کودکان از دیدن اثرات حرکاتشان لذت برده و متوجه میشوند قادرند از حرکات دستهایشان استفاده کنند و گل رس را به طریقی که مایلند بسازند. کودک ممکن است گل رس را به صورت لوله های بلند و باریک (طناب مانند) در بیاورد، آن را بکوبد و به شکل توپ در بیاورد یا اینکه به صورت تافتون در آورده و با انگشتانش سوراخ سوراخ کند.


در کار با گل رس دایره (توپ) از اولین شکلهایی میباشد که کودک با تسلط بیشتر بر اعصاب و عضلاتش قادر است این شکلها را به صورت ماهرانه تری بسازد. درست
کردن گل به صورت باریک نشانه های رشد و تسلط کودک بر کنترل اعصاب و عضلاتش میباشد.



4ـ رشد و پرورش مهارتهای اجتماعی

وقتی چند کودک با همدیگر گلبازی میکنند از شراکت و داد و ستد برای ساختن چیز مورد علاقه شان لذت برده و مهارتهای اجتماعیشان پرورش پیدا میکند.

5ـ پرورش قدرت تجسم فضایی و هندسی

کار با گل رس زمینه ی پرورش ادراک فضایی و هندسی کودک را افزایش میدهد
چون کودک میتواند صورتهای فضایی و هندسی را به صورت عینی خلق کرده و مشاهده کند؛
مثلاً ساخت یک جعبه، چمدان، آدم، مربع، مستطیل، دایره و ... همه این مفاهیم را
میتواند از طریق گلبازی عینیت بخشد و با مفاهیمی مانند نرمی، سفتی، زبری، سختی، سبکی، سنگینی، طول، سطح و حجم آشنا گردد.


گل رس ماده خیلی خوبی برای طرحهای سه بعدی است، زیرا به دلیل نرمی و قابلیت انعطاف میتوانند آن را به هر شکلی که بخواهند در آورند. همچنین کودکان در سنین کودکستانی میتوانند شکلهای پایه ای مانند دایره، توپهای کوچک، شکلهای گوشه دار مثل مربع و مستطیل را با گل رس بسازند.



کودکان به هنگام گلبازی یک توپ حلقهای کامل گِلی را به جای سر و یک مستطیل را به جای بدن میگذارند و با درست کردن باریکه هایی به عنوان دست و پا به ساخت آدمک میپردازند.


کودکان میتوانند گل رس را به قالبهای مختلفی در بیاورند، کلوچه درست کنند، کیک درست کنند و آن را بپزند، این گونه فعالیتهای قالبسازی موجب رشد حسی، ادراکی و لامسه در کودکان شده و به سازگاری و انطباق پذیری تصورات و ادراکاتشان در مورد اشکال و اجسام سه بعدی و هندسی کمک بزرگی میکند.


6ـ پرورش حس لامسه

خاصیت نرمی و شکل پذیری طبیعی گل رس جاذبه قوی برای کودکان در هر سنی دارد. هر یک از حواس که بیشتر در معرض محرکات محیطی قرار بگیرد، کاربرد و مهارت آن افزایش مییابد. گل رس علاوه بر تمامی مزایای دیگری که برای کودک دارد حس لامسه کودک را پرورش داده و زمینه درک و فهم حس لمس کردن را برای او فراهم میکند و مفاهیمی مانند سفت، سخت، نرم، زبر، مرطوب، خشک و ... را برای کودک
معنی دار میکند.

برای بازی با گل رس کودکان از مجموعه حواسشان از قبیل دیدن، لمس کردن و بوییدن استفاده میکنند و از آنجا که بیشتر کارهایی که با گل انجام میگیرد ، با به کارگیری انگشتان دست میباشد، حس لامسه بیشتر به کار گرفته میشود.


کودکان وقتی با گل رس کار میکنند مفاهیم نرم و سخت را تجربه میکنند. کودک
با مقداری آب مخلوط کردن به خاک رس در می یابد که خاک رس میتواند تبدیل به گل شده، گلِ درست شده می تواند خیلی شُل (نرم) یا خیلی سفت (سخت) باشد.


ـ فایده هاى دیگر

کودکان از طریق گل بازى موضوعاتى از قبیل شکل انسان، حیوان، خانه،
کلوچه، پیچ، آچار و بسیارى چیزهاى دیگر درست مى کنند و سعى دارند اشکالى بسازند که به نحوى به آنها تعلق دارد، همان طورى که در نقاشى کردن این کار را انجام مى دهند.


اغلب در نقاشى ها کودکان چیزهایى را که برایشان مهم ترند بزرگ تر ترسیم مى
کنند تا چیزهایى که برایشان از اهمیت کمترى برخوردار است. در گِل بازى و ساخت مجسمه هاى گلى هم کودکان اشکالى را که برایشان مهم تر است، با جزئیات بیشترى به کار مى برند. در این نوع شکل ها کودک ممکن است از طریق دقت بیشتر روى ساخته خویش مثل گذاشتن دگمه به جاى چشم ها، حصیر براى لباس و یا نخ به جاى موها اهمیت بیشترى به ساخته خویش بدهد.

از آنجایى که گِل بازى، از نظر والدین کار کثیفى محسوب مى شود
لازم است پیش بینى هاى لازم در این باره صورت گیرد:
ـ میزى که براى گِل بازى در نظر گرفته مى شود باید داراى رویه مخصوص (فورمیکا) باشد که تمیز کردن آن راحت تر است و یا اینکه از پلاستیک براى پهن کردن روى میزهاى معمولى استفاده کرد.
ـ از وسایلى مانند وردنه، قاشق، چاقوهاى پلاستیکى و یا فلزى که لبه هاى تیزى ندارند استفاده شود.
ـ به هر کودکى یک تکه گِل به اندازه سیب بزرگ داده شود و کودک هر طور که دلش مى خواهد از آن استفاده کند، به او آزادى کامل دهیم تا با خمیر آشنا شود و حس کنجکاوى اش را ارضا کند، هرگز در مرحله آشنایى از او نخواهید که چیزى بسازد.

در مرحله بعدى روبه روى کودکان بنشینید و این سؤالات را از کودکان بکنید اگر
من این خمیر را فشار بدهم چه مى شود؟ اگر آن را بکشم چطور مى شود؟ کودکان را به این کار بیشتر تشویق کنید.

ـ هرگز به کودکان نگویید چه آدمک قشنگى درست کرده اى و یا چه مار قشنگى است. سعى نمایید هنگام تشویق از دراز بودن، نرم و گرد بودن آنچه کودک درست کرده تعریف کنید.

ـ والدین و یا مربیان مى توانند کنار کودکان بنشینند و همراه آنها بازى کنند. شرکت در بازى موجب تشویق کودکان مى شود ولى والدین و یا مربیان نباید چیزهایى را بسازند که بچه ها از روى آن کپى کنند، این کار باعث هدر رفتن استعداد، خلاقیت و قوه ابتکار کودکان مى شود.

ـ بعد از اینکه کار بچه ها تمام شد، بهتر است گل ها را به صورت گلوله هاى کوچکى به اندازه یک سیب در آورده و در وسط آن یک سوراخ کوچک ایجاد کرده و در آن آب بریزیم تا گِل نرم باقى بماند و بچه ها براى کار با آنها در فرصت و جلسه بعدى مشکلى نداشته باشند و یا
اینکه آنها را داخل سطلى درپوش دار گذاشته و روى آن یک پارچه مرطوب و یا اسفنج (ابر ظرفشویى) بگذاریم و سرپوش ظرف را محکم کنیم.
اگر گل رس خیلى خیس باشد کپک مى زند و اگر خشک باشد کار کردن با آن مشکل است. اگر گل خشک و سفت شد آن را داخل یک کیسه مى گذاریم و با ضربات چکش آن را خرد مى کنیم. بعد از خیساندن داخل آب دوباره براى بازى آماده مى شود.

ـ براى کودکان توضیح دهید که گِل را نباید به جز محدوده اى که بازى مى کنند (اتاق مخصوص یا گوشه اى از حیاط) به سایر جاها ببرند.
ـ برایشان توضیح دهید که در هنگام بازى در کار یکدیگر دخالت نکنند.


طرز تهیه گِل رس
براى تهیه گل رس، خاک رس را در ظرفى ریخته روى آن آب بریزید، به طریقى که سطح آب در ظرف، از سطح خاک رس بالاتر باشد، سپس مدت 24 ساعت بگذارید خیس بخورد بعد با ورز دادن و مالش مى توان آن را به صورت خمیر در آورد.


خاک رس را مى توان از محله هایى که مغازه کوزه گرى هست و یا مغازه هایى که
اسباب و لوازم هنرى دارند تهیه کرد.


کودکانی که در طبعیت به طور طبیعی رشد میکنند معمولا رشد پر بارتری دارند زیرا این کودکان مسولیتپذیری بالایی پیدا کرده ، به خودشناسی میرسند و در نتیجه اعتماد به نفس و عزت نفس بالاتری پیدا میکنند و این مسئله باعث میشود که آنها به لحاظ روانی رشد سالم تر و کاملتری داشته باشند.
یکی از آسانترین راههای ارتباط کودکان با طبیعت، باغبانی است.

کودکان شهرهای بزرگ که در آپارتمانها و برج ها و.... ساکن هستند ، فضای کافی برای داشتن یک باغچه شخصی ندارند. متخصصان روانشناسی توصیه می کنند در این محیط ها حتما والدین گلدانها یا باغچه های گلدانی برای کودکان تهیه کرده تا آنان نیز با رشد
طبیعی گیاهان آشنا شوند.

نتایج تحقیقات دانشمندان نشان داده است ، کودکانی که به کاشت گیاه می پردازند به لحاظ بهداشت روانی در سطح بالاتری به سر برده و مهارتهای بیشتری در زندگیشان کسب می کنند. آنها از طریق تجربه دانش زیادی درباره رشد گیاهان به دست آورده و علاوه بر آن این کودکان احساس مسئولیت بالاتری پیدا کرده و بلوغ فکری شان نیز بیشتر از سایر کودکان می شود.

متخصصان درباره ارتقای دانش کودکان با باغبانی کردن می گویند: کودک با داشتن یک باغچه می تواند احساس ارزشمندی را در خود رشد دهد ، کودکان سعی می کنند علاوه بر داشتن باغچه به علم خود بیفزایند و بدین شکل مهارتهای درون فردی زیادی کسب می کنند .
مهمترین کسانی که در این رابطه می توانند به کودکان کمک کنند والدین هستند.


به عقیده متخصصان ، باغبانی یکی از حرفه هایی است که هر 5 حس انسان به کار
گرفته شده و یکی از مفیدترین فعالیتها برای کودکان است که باعث یادگیری پایه های علوم تجربی در آنان می شوند.

کودک به هنگام باغبانی فرصت زیادی برای ارتباط با خودش پیدا کرده و آرامش روانی اش نیز بیشتر است درخانه های آپارتمانی که امکان بستر زمینی برای این کار نیست بهتر است وا لدین با تهیه گلدان، کودک را تشویق به باغبانی کنند. همراهی والدین با کودکان در امر باغبانی باعث می شود آنها برای شروع و ادامه کار تشویق شده و تلاش بیشتری برای شکوفایی باغچه شان بکنند. متخصصان روانشناسی چند توصیه و راهکار در این رابطه به والدین ارائه می دهند :

 راهکار اول پس از تهیه فضای مناسب برای باغبانی این است که به کودکانشان آموزش داده شود که چگونه گیاهان را رشد داده و از آنها مراقبت کنند . مربیان نباید کودکان را در امر باغبانی محدود کنند . باید به کودکان اجازه داد تا خلاقیتشان را شکوفا
سازند ،آنها حتی اگر باغچه کوچکشان را تخریب کنند پس از آنکه نتیجه کارشان را دیدند بعدها رفتار مناسب تری در ارتباط با گیاهان پیدا می کنند .

کاشت سبزیجات از علایق کودکان است و برداشت آنها برای کودکان بسیار رضایتبخش است و از این رو بایستی به آنها اجازه دهند تا در باغچه شخصی شان از گیاهان که خودشان کاشته ا ند برداشت کنند و در خوراکی های روزانه از محصولات خودشان استفاده کنند .
با این کار کودکان احساس خود ارزشمندی فراوانی پیدا می کنند .

کار با ذره بین

به کودکتان نشان دهید که چگونه یک ذره بین کار می کند.این بازی یک سرگرمی فوق العاده برای شناخت محیط پیرامون کودک است از کودکتان بخواهید تا با استفاده از ذره بین گیاهان،گلها،حشرات و سایر موجودات زنده و غیر زنده ...را نگاه کرده و در مورد جزئیات آن توضیح داده و سپس نقاشی آن راترسیم کند.


 
پرورش خلاقیت در کودک یک ساله
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

برای بچه یکساله روش های پرورش خلاقیت:

تا جایی که میتونین با بچه صحبت کنید و مخاطب قرارش بدین. با عروسک هایانگشتی یا کله حیوانات که تو دست میرن براشون نمایش های خیلی کوتاه اجرا کنین.

از ابزار ساده میتونیم کمک بگیریم و با بچه ها موسیقی بسازیم و صدا تولید کنیم. مثلا با کاسه پلاستیکی و کفگیر چوبی میتونیم درام بزنیم.

یا به بطری پلاستیکی رو به اندازه دو تا مشت لوبیا یا نخود بریزین درش رو محکم ببندین و بدین به بچه که تکونش بده و از صدایی که تولید میکنه لذت ببره.

با آرد سفید کیک و آب میتوی خمیر درست کنی و با هم خمیر بازی کنیم . خمیر رو تو دست فشار بدیم و شکل درست کنیم.

رنگ های گیاهی با مارک کرایولا یا با بیس آب با مارک استدلر هست که میشه توی حمام روی دیوار کلی نقاشی کشید و رنگ ها رو قاطی کرد و ترکیب رنگها و ایجاد رنگ های جدید و ... بعدش هم همه رو بشوریم و آب بازی کنیم.

البته توصیه من اینه که همیشه فقط چهار رنگ سبز، قرمز، آبی و زرد رو بگیرین و بقیه رنگ ها رو از ترکیب اونها بسازین.

از بکار بردن کلمات نکن، نرو، دست نزن و هر گونه فعل منفی خودداری کنید. بجای دست نزن
بگید بیا با هم بذاریمش سر جاش.

بچه ها از نقاشی کردن روی دیوار خیلی لذت میرن. ورق های بزرگ A3 کنار هم تا قد بچه تون روی دیوار ها بچسبونین و بذارین که نقاشی و خط خطی کنند.

حواس بچه رو تقویت کنید و بهش یاد بدین.
لامسه: زبری و نرمی ، گرمی و سردی، خیس و خشک
شنوایی: موسیقی های ملایم و ریتمیک
احساساتی مثل خوشحالی، راحتی، هیجان و شوخی و طنز و...

از لحظه ای که بچتون میتونه بایسته با هاش برقصین. موسیقی ریتمیک بذارین با هم برقصین.


 
دیر به خواب رفتن کودک نوپا
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: خواب کودک

برخی از کودکان نوپا به سختی به خواب می‌روند. در این‎جا راهکارهایی را برای حل این
مشکل مشاهده خواهید کرد.

چرا اتفاق می افتد
ساعت ۳۰ :۸ شب، کودک نوپای‌تان را در رختخواب می‌گذارید. او را در آغوش می‌گیرید، می‌بوسید و شب بخیر می‌گویید. روزی طولانی را پشت سر گذاشته‌اید. ظرف‌های شام منتظر شما هستند،
همسرتان باید قبض‌ها را بپردازد، سگ‌تان نیاز به پیاده روی دارد، غذای گربه را
نداده‌اید، یک لحظه وقت نکرده‌اید که بنشینید و استراحت کنید. با این همه، به جای
این‌که بقیۀ شب را به این کار‌ها بپردازید و اوقاتی ارزشمند را با همسرتان سپری
کنید، باید مدام به اتاق کودک بروید و او را با اصرار بخوابانید. بالاخره خوابش
می‌برد، البته بعد از ۳ ساعت. آیا این کار‌ها برای‌تان آشنا هستند؟ شاید تعجب کنید
از این‌که بدانید چه تعدادی از پدر و مادر‌ها هر شب با این سناریو مواجه هستند!


گاهی اوقات به نظر می‌رسد که کودک با خواب مبارزه می‌کند. چشم‌هایش را
می‌مالد و مرتب خمیازه می‌کشد و خیلی زود از پا درآمده و خوابش می‌برد. گاهی هم
کاملاً بیدار است، حتی سرزنده‌تر، اما این نیز می‌تواند یکی‌ دیگر از اشکال خستگی
مفرط باشد. اتفاقات زیادی در اطراف او رخ می‌دهد. پدر در اتاق نشیمن نشسته و
نامه‌ها را بررسی می‌کند، حیوانات خانگی دارند این طرف و آن طرف می‌دوند و شما نیز
از این اتاق به آن اتاق می‌روید. طبیعتاً او هم می‌خواهد جزئی از این اتفاقات باشد.
همچنین او نیز مانند سایر کودکان نوپا متوجه می‌شود که موجودی جدا از شما است و
برای خودش کسی است، بنابراین می‌خواهد استقلال خود را ثابت کند. نرفتن به رختخواب
هم یکی از راه‌های نشان دادن این استقلال است.

چه کار باید کرد

به او بیاموزید که خودش به تنهایی بخوابد. اگر کودک‌تان فقط زمانی که شما کنار او
باشید به رختخواب برود، بد عادت می‌شود و ترک این عادت هم کار سختی خواهد بود.
بهترین درسی که می‌توانید به او بدهید، این است که چگونه خودش را بخواباند.
برنامه‌ای را برای زمان قبل از خواب دنبال کنید (برای مثال حمام کردن، کتاب خواندن
و سپس به رختخواب رفتن). با این کار او خواهد فهمید که بعد از آن نوبت چه کاری است و شب‌ها باید انتظار چه کارهایی را داشته باشد. به او بگویید که اگر در رختخواب
بماند، ۵ دقیقۀ دیگر باز خواهید گشت و به او سر خواهید زد. بگذارید بداند که خطری
او را تهدید نمی‌کند و شما نزدیک او خواهید بود.

اجازه ندهید که بیهوده وقت گذرانی کند. کودکان نوپا، مذاکره‌کنندگان بسیار ماهری هستند، و از آن‌جایی که از زمانی که با شما سپری می‌کنند بسیار لذت می‌برند، هر کاری که بتوانند انجام می‌دهند تا این زمان را طولانی‌تر کنند. کودک شما ممکن است کارهایی را که هر شب انجام می‌دهد، تکرار کند. مدام از شما یک لیوان آب بخواهد یا مدام صدای‌تان کند و چیزی بخواهد. اگر احساس می‌کنید که دارد وقت تلف می‌کند، به او اجازۀ این کار را ندهید.
به او بگویید که الان وقت خواب است و نقاشی‌هایش را می‌تواند روز بعد انجام بدهد یا
عروسکش را فردا صبح پیدا کند.

شاید لازم شود تمامی نیازهای قبل از خواب او را پیش‌بینی کنید و آن‌ها را جزء کارهای عادی زمان خواب او قرار دهید. قبل از خواب یک لیوان آب پر کنید و بگذارید روی عسلی کنار تختش. به او یادآوری کنید که یک بار دیگر به دستشویی برود و آنقدر او را در آغوش بگیرید که برای تمام شب کافی باشد. سپس به او اجازه بدهید که یک درخواست دیگر داشته باشد، اما یادآوری کنید که فقط یک انتخاب دیگر دارد. او احساس خواهد کرد که دارد به خواسته‌هایش می‌رسد، اما شما نیز می‌دانید که دارید به خواستۀ خود می‌رسید.

گزینه های قابل قبولی را به او پیشنهاد کنید. این روز‌ها کودک نوپای‌تان، در حال امتحان کردن محدودۀ استقلالی می‌باشد که به تازگی کشف کرده است. برای اینکه به او کمک کنید تا احساس قدرت کند، هر زمان که ممکن بود به او اجازه بدهید هنگام خواب، چیزهایی را که می‌خواهد انتخاب کند. از داستانی که می‌خواهد برایش تعریف کنید گرفته تا لباس خوابی که دوست دارد بپوشد. ترفندی که باید به کار بگیرید این است که فقط ۲ تا ۳ گزینه در اختیار او قرار دهید و توجه داشته باشید که هر سه گزینه‌ها مورد رضایت شما باشند. برای مثال نپرسید که می‌خواهی الان بخوابی؟ چون خیلی راحت خواهد گفت: نه، که پاسخ قابل قبولی نیست. به جای آن بپرسید:الان به رختخواب می‌روی یا ۵ دقیقۀ دیگر؟ اما باز هم باید یکی را انتخاب کند، که در هر دو حالت شما برنده‌اید.

خونسرد اما قاطع باشید. سر حرف خود بمانید. حتی اگر گریه کند یا خواهش کند که استثنائاً امشب سر ساعت نخوابد. اگر به ستوه آمده‌اید، سعی کنید کشمکش نکنید. با خونسردی و آرامش با او صحبت کنید و تأکید کنید که وقت خواب است. اگر یک بار تسلیم در خواستِ خواهش می‌کنم ۵ دقیقۀ دیگر شوید، این درخواست را بار‌ها از او خواهید شنید. اگر عصبانی شده‌اید، توجهی به او نکنید. با توجه کردن به او، حتی اگر از دست او ناراحت نباشید، این عمل رفتار او را تقویت خواهد کرد.

تختخواب بچگانه او را به تختخواب کودکان بزرگ تغییر دهید. به احتمال زیاد بین 5/2 تا ۴ سالگی، تختخواب برایش کوچک می‌شود. عوض کردن تخت، به او نشان می‌دهد که دارد بچۀ بزرگی می‌شود. می‌توانید به او بگویید که بخشی از بزرگ شدن او این است که باید هنگامی که نیاز به استراحت دارد، نحوۀ رفتن به رختخواب و اینکه خودش به خواب برود را بیاموزد. هنگامی که شروع به استفاده از تخت جدیدش کرد، حتماً وقتی به رختخواب رفت و تمام شب را در آنجا ماند، این کار او را تحسین کنید. بعد از کنار گذاشتن تختِ نرده دار کودکانه‌اش، ممکن است پی در پی از تخت جدیدش بالا و پایین برود، فقط به خاطر اینکه می‌تواند! اگر کودک نوپایتان از تخت بیرون آمد، با ملایمت با او رفتار کنید و خیلی ساده او را به تخت بازگردانید. قاطعانه به او بگویید که وقت خواب است و اتاق را ترک کنید. اگر باز هم در رختخوابش نماند، می‌توانید یکی از چندین راهکارهایی را که کار‌شناسان خواب توصیه می‌کنند، امتحان کنید


 
راه های تقویت مغز کودک
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:


لازم نیست کار زیادی کنید تا کودک باهوش و ناقلایی تربیت نمائید؛ برای تقویت مغز کوچولوی او این فعالیت های روزانه را امتحان کنید.

مطمئناً به نظر می رسد که این آقا کوچولوی درون عکس فقط آن جا نشسته است. اما گول نخورید: او ذهن بسیار تیز و فعالی دارد. نوزادان در طول 12 ماه اول زندگیشان، تقریباً بدون هیچ وقفه ای اطلاعات را جذب می کنند، به کاوش می پردازند و آزمایش می کنند - و در این فرآیند، رابط های عصبی مورد نیاز یک عمر آموزش و یادگیری خود را می سازند. برای برانگیختن ذهن خود در طول این فرایند به چه گردش های علمی و اسباب بازی هایی نیاز دارد؟ خوشبختانه دقیقاً هیچ چیزی. بیشترین روزهای خسته کنندۀ او دیگر به طور طبیعی با فرصت های تقویت کنندۀ ذهن او پر شده اند.


سوزان هیم، نویسندۀ کتابِ تقویت قدرت مغز نوزاد شما، می گوید: "نیازی به ویدئوها، فلش کارت های خاص یا کلاس های گران قیمت ندارید. در صورت تحریک ذهن او، تقریباً هر کاری که با کودکتان انجام می دهید می تواند زمان آموزش او محسوب شود."


ذهن خواب آلودۀ او را بیدار کنید!

شاید نوزادتان شما را همین چند ساعت پیش دیده باشد (آه!)، اما باز هم همین که دوباره در مقابل او ظاهر می شوید، هیجان زده می شود. دکتر جیل استمنویسنده کتاب باهوش از روز اول می گوید: "نوزادان نیاز دارند که پیوسته و به طور قابل پیش بینی همان چهره را ببینند؛ این مسأله به سیم کشی کردن سیستم توجه شان کمک می کند."

بر لبان او لبخند زیبایی بنشانید

مغز نوزادتان مجهز به نورون های بازتاب کننده است، سلول های ویژه ای که به
او در مشاهده کردن و سپس تقلید از آنچه که انجام می دهید کمک می کند. یکی از اولین پیروزی های او لبخند زدن به شما در پاسخ به لبخندتان است.

آواز بخوانید

او در 3 ماهگی دوست دارد به لب ها، زبان و دندان هایتان توجه کند. وقتی شعر
"پاشو پاشو کوچولو" را برایش می خوانید، به او نشان می دهید که کلمات چگونه تشکیل می شوند- یک روز خودش می تواند آن را بخواند.

بازی"حدس بزن چی دارم" را انجام دهید (گل یا پوچ)

یک حیوان پارچه ای را داخل پتو بپیچید و او را تشویق به کشف کردن آن کنید: "این چیه؟ نرمه" در حالی که نگاه او به پتو است شیئ پنهان شده را بیرون بیاورید: "دالی!" زرافه است!" این بازی نه تنها به او می آموزد که حواس خاصی را کنار هم قرار دهد بلکه توجه مشترک (یعنی نگاه کردن به همان چیزی که شما به آن نگاه می کنید)مرحلۀ شناختی بسیار مهم و برجسته ای است.

بیایید بازی کنیم

از نظر کوچولویتان هر شیئی می تواند آزمایشی علمی باشد. در مطالعه ای جدید
در دانشگاه تولان، کودکان 6 و 10 ماهه با مکعب های سخت یا نرم روی سطوح مختلف بازی کردند. کودکان بزرگتر خیلی زود متوجه شدند که مکعب های سخت در طول یک سینی پلاستیکی صیقلی سریع تر حرکت می کنند و تمام نوزادان دریافتند که بلند ترین صدا ها از کوبیدن مکعب سخت به روی سطح سخت تولید می شود (که این کار را چندین بار تکرار کردند). اشیائی را که برای کودک تان خطری ندارند، در جعبه اسباب بازی اش بیاندازید.


تحویل بدهید

هرچیزی از جوراب گرفته تا کلید ماشین، او را با بافت ها، ابعاد و وزن های مختلف آشنا می کند. کاوش اقلام مختلف درک نوزادتان از چگونگی تفاوت اشیاء را افزایش می دهد.

به او کمک کنید باعث رویداد چیزی شود

همین که نوزادتان می بیند که فشار دادن دکمۀ عروسک المو باعث خنده او می
شود متوجه می شود که سایر دکمه ها نیز می توانند نتیجه جالبی داشته باشند- فرایندی که روانشناسان آن را "فرآیند انتقال" می نامند. پس موبایل قدیمی تان را به او بدهید و فشار دادن دکمه ها را تماشا کنید.

یک ایستگاه طبل زنی خلق کنید

ظرف خالی غذای نشاسته ای، یک کاسه فلزی، و قاشق های چوبی، صدای تلق تلق
خوشایندی را برایش تولید می کنند- یک لذتِ فوری که او را به ادامۀ نواختن آن تشویق
می کند.

کارهای خانه را باهم تقسیم کنید

شاید تمایل داشته باشید وقتی که نوزادتان چرت زده است کارهای خانه از قبیل شستن لباس ها را انجام بدهید اما او دوست دارد شما را در حین کار کردن تماشا کند. امیلی باشنل، روانشناس رشد دانشگاه تافتس می گوید: "برخی این را تئوری یادگیری آنی تنبل ها می نامند- یعنی نوزادان تنها از طریق مشاهده کردن چیزهای زیادی می آموزند. "

بیشتر از معمول واکنش نشان دهید

اگر دوست دارید که کوچولویتان با حوله، دالی موشه بازی کند، شاد باشید و بخندید تا تمایل به ادامه دادن آن داشته باشد. نوزادان با مشاهدۀ نتیجه، بیشتر تمایل به تکرار آن دارند.

مربی او باشید

باشنل می گوید: "در صورتی که خود نوزاد فرصت انجام کاری را داشته باشد دانش او تقویت می شود . بنابراین وقتی چیزی را که روی زمین ریخته شده پاک می کنید، سعی کنید دست نوزادتان را روی دست خودتان قرار دهید تا بتواند این لحظه را حس کند. سپس می توانید یک دستمال تمیز به او بدهید، بگذارید اشتیاق خود را نشان دهد.

سخت نگیرید

از این که وقتی روزنامه و مجله می خوانید یا فقط استراحت می کنید نوزادتان نزدیک تان بی کار بماند، عذاب وجدان نداشته باشید.استم می گوید: "بسیاری از افراد تصور می کنند که باید تمام روز به تحریک مغز نوزادشان بپردازند. اما مغز نوزاد تان برای این که تمام این اطلاعات جدید را پردازش کند نیاز به فرصت دارد."با نشان دادن علائمی حاکی از این که دیگر کافی است – برای مثال نق زدن و روبرگرداندن از شما- درواقع می خواهد بگوید: "مغزم پر شده" فعلاً او را به حال خودش بگذارید .

هیچ کاری انجام ندهید

در طول زمان خاموشی (استراحتِ) مغز اسباب بازی ها و آواز ها را کنار بگذارید و اجازه بدهید تا کودکتان دنیا را با سرعت خودش جذب کند.

به دامان طبیعت بروید

در یک روز آفتابی به حیاط خلوتتان بروید. در آن جا نوزادتان چیزهای زیادی برای تماشا کردن دارد و صداها، برای مثال صدای پرندگان و صدای رقص برگ ها در وزش باد به او آرامش می دهد.

یک کتاب مقوایی بردارید


نوزادتان بیشتر به جویدن برگه ها علاقه دارد تا خواندن داستان موش و گربه. اما فقط شنیدن ملودی زبان دایرۀ لغات او را افزایش داده و به او کمک می کند تا کلمات را به معنایشان ارتباط دهد.

میان کلمات روابطی ایجاد کنید

مطالعه ای جدید نشان داد که نوزادان در 18 ماهگی کلمات کتابی را که برایشان می خوانید، روی هم انباشته می کنند. می توانید با بردن کتاب "جوجه اردک هایم را ندیدی؟" به کنار حوضچۀ اردک ها و یا گفتن شب بخیر به ماه بعد از تعریف داستانش، آن چه را که از کتاب ها می آموزد تقویت کنید.

عاطفی شوید

وقتی وانمود می کنید که به همراه کودک درون کتاب گریه می کنید، نه تنها کتاب خوانی را برایش جالب تر می کنید، بلکه به کودکتان کمک می کنید تا بفهمد که
کلمات و احساسات در کجا با هم تلاقی دارند. (آماده باشید: شاید او هم برای همدردی شروع به گریه کردن کند).

داستان ها را شخصی کنید

عکس های نوزادتان را در آلبوم قرار داده و یک داستان از خودتان ببافید تا این عکس ها را همراهی کنند، برای مثال: " یکی بود، یکی نبود، یک دختر کوچولویی بود که از هویج بدش می آمد"، چهره های آشنا او را جذب خواهند کرد.

بیایید صادق باشیم: علی رغم توصیه های زیادی که تماشای تلویزیون را برای نوزادان ممنوع می کنند، اکثر نوزادان حداقل یک نگاه اجمالی به آن می اندازند. دکتر جودی دی لوچ، استاد روانشناسی دانشگاه ویرجینیا می گوید: "قرار دادن نوزادتان در محیطی امن در مقابل تلویزیون به مدت 15 تا 30 دقیقه ایرادی ندارد. آنچه که زیان بخش است این است که او را به مدتی طولانی مقابل تلویزیون پارک کنید. به علاوه می توانید زمان تماشای تلویزیون را برایش تبدیل به زمان مفیدی کنید.

تاثیر آموزش را بیشتر کنید

دی لوچدر مطالعه ای به این نتیجه رسید که تماشای یک فیلم آموزشی، 5 بار در هفته، و درطول یک ماه، دامنۀ لغات کودکان 12 ماهه را افزایش نداد. پس چه چیزی در این امر مؤثر است؟ آموزش فعالانه لغات جدید از سوی والدین! بنابراین آنچه را که در تلویزیون می بیند منعکس کنید.

برنامۀ زنده را اجرا کنید

پاسخ دادن با صدای بلند به سؤالات برنامه کودک شاید احمقانه به نظر برسد؛ اما کارهای غریب و خنده دار شما برای نوزادتان بسیار جالب تر از صفحه تلویزیون است.

در حمام شالاپ شلوپ کنید

مطالعه ای جدید از دانشگاه نورث وسترن نشان می دهد که حتی کودکان 5 ماهه
تفاوت میان مایعات و جامدات را می دانند- برای کشف خواص علمی قابلیت شالاپ شلوپ و ریزش آب چه جایی بهتر از حمام؟

وان او را پر از اسباب بازی معلق کنید

وان نوزاد بزرگتر را پر از فنجان مدرج و ظرف ماست کنید تا ببیند وقتی که فنجانش روی آب معلق می ماند چه اتفاقی می افتد.

رنگارنگ کنید

یک بطری پلاستیکی آب را پر کنید، سپس چند قطره رنگ غذا به آن اضافه کنید. در آن را ببندید و اجازه بدهید تا آن را تکان داده و بلرزاند و حرکت موج دار آب را به طور مشخص ببیند.

در تحقیق دانشگاه اوسلو نوروژ در سال 2008، نوزادان 12 ماهه با دیدن فردی که یک قاشق موز را پشت دست فرد دیگری ریخت، تعجب کردند. نوزادان آماده الگوبرداری هستند به همین دلیل خیلی زود متوجه تفاوت ها می شوند.

کارهای خنده دار و احمقانه انجام دهید

وانمود کنید که دارید سس سیب را به سمت گوش نوزادتان می برید یا خودتان دارید شیشه شیرش را می مکید و منتظر خنده او باشید هرچه کودک تان بزگتر می شود خنده هایش نیز بزرگتر شوند: نوزادان 6 ماهه متوجه می شوند اما تا 12 ماهگی متوجه خنده دارد بودن یک کار عجیب نمی شوند.

گلچین کنید

گلچین کردن نخود فرنگی های بخار پز شده یا قطعات چی پف از داخل فنجان مهارت
های حرکتی ظریف نوزادتان را تقویت می کند- و وقتی آن را کنار صندلی بلندش به زمین می اندازد، به خودتان یادآوری کنید که فقط می خواهد رابطه علت و معلولی را کشف می کند.

بگویید شب بخیر!

مغز نوزادتان در حین خواب کارهای سنگین را انجام می دهد، یعنی تمام اطلاعاتش را در مکان های منطقی ذخیره می کند. دلیل عمدۀ چرت زدن نوزادان به همین مسأله مربوط می شود. زیرا چیزهای بسیار زیادی وجود دارند که باید پردازش شوند!

بخوانید و تکرار کنید


از همان اوایل سعی کنید یک داستان را پی در پی برایش تکرار کنید. شاید از این تکرار خسته شوید اما احتمالاً برای نوزادتان آرامش بخش خواهد بود.این تکرار به نورون های مغز کمک می کند تا رابط های مهمی را بسازند. به زودی نوزادتان خواهان داستان های جدید خواهد شد.


او را در رختخواب قرار داده و شب بخیر بگویید

صبح با نیروی تازه و سرحال از خواب بیدار می شود و آماده یادگیری مجدد است.


 
بازی شاد و مهیج برای کودم نوپا
ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

اگه راست میگی بیا دنبالم

یک بازی شاد و مناسب همراه با تخلیه انرژی برای نوپای دلبندتان.

بچه ها عاشق این هستند که دنبال‌شان بدوید. کودک نوپای تان اکنون در سنی است که می‌تواند این بازی ساده اما نشاط آور را شروع کند و علاوه بر آن از فعالیت جسمانی آن بهره مند شود. این بازی به کودک نوپای‌تان در تخلیه شدن بخشی از انرژی ظاهراً بی‌نهایت او کمک می‌کند. همچنین شما نیز از این طریق می‌توانید فعالیت نشاط آوری داشته باشید. این بازی مناسب نوپایان 18 ماه است. (اما کودکان بزگتر یا کوچکتر نیز می‌توانند از این بازی لذت ببرند.)

آنچه نیاز دارید: مکانی امن و باز

اگر آب و هوا مناسب بود، بهتر است این بازی را در حیاط یا زمین بازی انجام دهید. در غیر اینصورت می‌توانید در خانه بازی کنید. اما حواس‌تان باشد که اسباب‌بازی‌ها و سایر اشیاء دست و پاگیر را از سر راه او بردارید.


بازی را در مقیاس های کوچکی شروع کنید تا کودک‌تان به بازی عادت کند. با صدایی شاد به او بگویید " مامان می خواد بگیرتت." سپس آهسته دنبالشکنید و آرام مچ
دستش را بگیرید. اگر حوصله بغل کردن را دارد می‌توانید او را به سمت خود بکشید و دو دستی بغلش کنید. سپس کمی از او فاصله بگیرید و بگویید " مامان می‌خواد دوباره
بگیرتت!" و بعد با حرکات بسیار کند و آرام به سمت او چهار دست و پا یا راه بروید و
دوباره او را بگیرید.

کمی از او دور شوید و دوباره این کار را تکرار کنید.
برای فرار از شما بلاخره شروع می‌کند به دویدن، راه رفتن یا چهار دست و پا رفتن. و
در حین فرار با لبخندی شیطنت آمیز پشت سرش را نگاه می‌کند. سپس می‌توانید دنبال بازی واقعی را شروع کنید. دنبال او بروید اما حواستان باشد که سرعت‌تان کمی کمتر از او باشد. وقتی که بلاخره توانستید او را بگیرید بگویید: " گرفتمت!" و بعد او را بغل کنید و ببوسید. اگر پر انرژی و با نشاط باشد ممکن است بخواهد که دوباره و دوباره
بازی را ادامه دهید.


 
آموزش زبان دوم به کودک
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: زبان دوم

معرفی زبان دوم به کودک تان آسانتر از چیزی است که تصور می کنید و در دنیای جهانی شده ما حرکت بسیار عاقلانه ای است.

در حال حاضر شاید بیشتر به اولین کلمات فرزندتان توجه دارید تا اینکه برایتان مهم باشد به چه زبانی آن کلمات را ادا می‌کند. یا اگر دارید به کودکتان الفبا را می‌آموزید، مطرح کردن الفبا به زبان چینی احتمالاً در فهرست کار‌هایتان قرار ندارد. اما بهترین زمان معرفی زبان دوم به کودکتان در واقع همزمان با یادگیری زبان اول است. نانسی رودز(Nanncy Rhodes) مدیر آموزش زبان‌های خارجه در مرکز زبان‌های کاربردی در واشنگتن دی سی می‌گوید: مغز کودک به طور طبیعی آماده جذب زبان است. کودکان از زمان تولد تا دوران بلوغ می‌توانند چندین زبان و لهجه آن‌ها را به آسانی بیاموزند.
به طور کلی یک کودک نه تنها می‌تواند زبان را سریع‌تر از یک فرد بزرگسال بیاموزد و آن را در ذهن خود نگه دارد، بلکه دوزبانه بودن در واقع قدرت مغز او را افزایش می‌دهد. مطالعات به این نتیجه رسیده‌اند که دانستن زبان دیگر می‌تواند مهارت‌های شفاهی زبان انگلیسی (مادری) کودک، توانایی حل مساله و نمره آزمون او را افزایش دهد. کارن مک گیلوری (Karen MacGilvray) مدیر آموزش Language Stars (برنامه زبانی کودکان در شیکاگو) می‌گوید: یادگیری زودهنگام اینکه یک شیئ می‌تواند به طرق مختلفی توضیح داده شود (House، maison، casa)، انعطاف پذیری او در تفکر و خلاقیت را افزایش می‌دهد. والدین دارند به اهمیت تربیت فرزندانشان به عنوان یک شهروند جهانی پی می‌برند. ایجاد میل و اشتیاق یادگیری زبان دوم بهترین امتیازی است که می‌توانید به کودکتان بدهید.


بیایید دست به کار شویم
بهترین راه معرفی زبان دوم به کودک قرار گرفتن در معرض آن زبان است – بدون ترجمه به زبان مادری. اگر خانواده دو زبانه‌ای هستید، خوش به حالتان، از این فرصت برای قرار دادن کودکتان در معرض زبان بومیتان استفاده کنید. البته می‌توانید او را در کلاس زبان‌هایی که نوزادانی به کوچکی ۶ ماه شعر می‌خوانند و بازی می‌کنند، ثبت نام کنید. یا می‌توانید پرستاری را استخدام کنید که زبان دوم را سلیس صحبت می‌کند. نگران این نباشید که یادگیری زبان خارجی همزمان با زبان مادری‌اش باعث اشتباه و گیج کردن او شود. فرانکوی تیبات (Francoi Thibaut) مدیر کار گروه زبان کودکان در شهر نیویورک توضیح می‌دهد که: به نظر نمی‌رسد محدودیتی در تعداد کلماتی که مغز انسان در سنین کودکی می‌تواند ذخیره کند وجود داشته باشد. کودکان به طور ذاتی دارای قوه تمیز یک زبان از زبان دیگر هستند.


یادگیری را تبدیل به یک فستیوال جذاب کنید

کلاس‌های گران قیمت و ترم‌های زبان ژاپنی جزو گزینه‌های اکثر خانواده‌ها نیستند، اما فقط قرارگیری تدریجی کودک در محیطی که به زبان خارجی در آن صحبت می‌شود، کافی است. مک گیلوری می‌گوید: شاید کودکتان آن زبان را سلیس و روان صحبت نکند، اما هرچیزی که باعث تحریک کنجکاوی او شود مفید واقع می‌شود. شیوه‌های زیر را به کاربگیرید تا کودک نوپای ۳ یا ۴ ساله‌تان به زبان علاقمند شود.

ببین و بیاموز
دی وی دی‌های آموزشی و برنامه‌های کامپیوتری منابع خوبی هستند. کودکتان چند کلمه را خواهد آموخت و با صدا‌های خاص آن زبان آشنا خواهد شد.

انواع بازی به سبک دو زبانه

با انجام نوع دوزبانه بازیهای سنتی اعداد، رنگ‌ها و حیوانات را به او بیاموزید.

رقص!

کودکان واقعاً با موسیقی هماهنگ می‌شوند، بنابراین ترانه‌های کودکانه را از سایت کشورهای دیگر دانلود کنید. رودز (Rhodes) می‌گوید: کودکتان شاید معنای آن‌ها را نداند، اما تنها شنیدن زبان دیگر به او کمک می‌کند تا در آینده صدا‌ها و عبارت‌ها را از هم تشخیص بدهد.

استفاده از کلمات زبان خارجی در مکالمات روزانه

به خودتان چند کلمه ساده بیاموزید و آن‌ها را در طول کار‌های روزانه‌تان استفاده کنید. برای مثال در فروشگاه از کودکتان بپرسید که آیا apple (سیب) نیاز داریم؟ هنگام خواب وقتی که به او سر می‌زنید بگویید: good night

قصه‌های جهانی

سری به کتابخانه محله‌تان بزنید و سراغ کتاب‌های کودکان به سایر زبان‌ها را بگیرید. همچنین عناوین جدیدی وجود دارند که کلمه‌های غیر از زبان مادری را وارد داستان کرده‌اند.


 
بی توجهی کودک
ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

عده ای از پدر و مادرها وقتی می بینند فرزند کوچکشان به حرفهای آنها در لباس پوشیدن یا در جمع کردن وسایلش و ... توجهی نمی کند و به تماشای تلویزیون یا بازی ادامه می دهد دائم صدایش می کنند و فریاد می کشند. آنها فکر می کنند که هر چه بیشتر حرفشان را تکرار کنند ، فرزندشان سریع تر گوش می دهد. در حقیقت، قضیه بر عکس است. به طور معمول اگر قبل از انجام کاری گفته خود را 4 ، 5 یا 6 مرتبه تکرار کنید، بچه می آموزد که نباید گوش دهد. بچه ها زرنگتر از آن هستند که ما فکرش را می کنیم. آنها ارزش زمانی که برای اولین مرتبه او را صدا می کنید و زمانی که واقعاً با او کار دارید را می دانند و احتمالاً از 5 یا 10 دقیقه اضافی استفاده کرده و به بازی خود
ادامه می دهند.

اگرچه هنگامیکه بچه، خود را به نشنیدن زده و یا حرفتان را جدی نمیگیرد، بسیار ناراحت کننده است، ولی بچه های 4-3 ساله از این که میتوانند با بی اعتنایی و گوش ندادن، والدین را عصبانی نمایند، احساس قدرت میکنند. پس با این قضیه به طور شخصی برخورد نکنید. بچه ها در این سن نمیخواهند که بد و بی ادب باشند،
آنها فقط میخواهند استقلال خود را نشان دهند. البته اکنون، تشویق به عادت خوب گوش دادن، مشکلات گوناگونی را در آینده بر طرف خواهد کرد. به طور مثال فرزندتان در
مدرسه مشکل توجه بر روی چیزی را دارد و نمی تواند در درسهایش تمرکز کرده و یا
دستورات را دنبال نماید. چنانچه حرفهای شما را نادیده می گیرد، نباید بگویید این
مسئله به مرور زمان به خودی خود حل خواهد شد. دستورات زیر به فرزند پیش دبستانی شما کمک می کند تا بدون آنکه خود بفهمد، دقت و توجه بیشتری بر روی مسائل داشته باشد. 

عصبانی نشوید.

تلاش کنید تا آرامش خود را حفظ کرده و با صدای آرام صحبت نمایید ، حتی اگر مجبور شدید برای چند لحظه ای به خلوتگاهی پناه آورید.
هر قدر بلندتر صحبت کنید، مطمئناً بچه ها نه متوجه صدای بلند شما و نه مفهوم
کلماتتان خواهند شد. 


مسائل را برای فرزندتان شرح دهید .

بچه ها هنگامی که به آنها دستور داده می شود سر به لجبازی می گذارند. به جای آن که بگویید، چطور جرأت نمودی سنگها را پرتاب کنی!، بگویید: سنگ برای پرتاب کردن نیست، توپ را پرتاب می کنند. بدین طریق بر روی رفتارش تأثیر گذاشته و راه چاره ای را بدون پرخاشگری به او ، یافته اید. 

مطالب را به سادگی عنوان نمایید .

به جای سخنرانی کردن به نرمی ولی با قاطعیت حرف بزنید . به این طریق او یاد
می گیرد که راجع به هر کاری که باید انجام دهد، فکر کند بدون آن که نیازی به سرزنش و ملامت برای فراموش کاری یا گوش ندادن باشد. 


از فرزند خود بخواهید که مطالب مهم را تکرار کند.

این روش موقعی مفید خواهد بود که می خواهید فرزندتان نتیجه ی کاری را بفهمد. بگویید : باید ماژیک هایت را قبل از نهار جمع کنی بگو ببینم کی ماژیک هایت را جمع می کنی؟


ارتباط واقعی بـرقرار سازید.

چنانچه فرزندتان جذب فعالیتی گردیده، به آرامی دست به شانه او زده تا متوجه
شما گردد. از او بخواهید موقعی که صحبت می کنید به شما نگاه کند، اگر بچه تان با
چشم ارتباط برقرار می سازد، برایش بسیار سخت است که لجبازی نماید.


جدولی را تهیه نمایید.

چنانچه صبح ها سخت ترین زمان در روز است. به او مسئولیت داده و با کمکش جدولی از تمام کارهایی که باید انجام دهد (مسواک زدن، شستن صورت، لباس پوشیدن،خوردن صبحانه و پوشیدن کفشها) تهیه کنید. بسیاری از بچه ها دوست دارند که جدول را بررسی کرده و موفقیت خود را اعلام نمایند. 


به او توجه کامل داشته باشید.

چنانچه می خواهید او به حرفهای شما گوش دهد، باید به گفته هایش گوش دهید. بنابراین هنگامی که روزنامه در دستتان است و آن را می خوانید با او صحبت نکنید. تمام توجه خود را به او داده و اگر امکان پذیر نیست، علت آن را برایش شرح دهید. (عزیزم، اکنون مشغول انجام کاری هستم اما دوست دارم که به گفته هایت گوش دهم. در عرض پنج دقیقه پیشت می آیم و به حرفهایت گوش می کنم.) به علاوه، به آنچه که او می گوید اهمیت دهید. چنانچه می گوید که سردش شده است ، نگویید
: اینجا آنقدرها هم سرد نیست. به جایش بگویید: سردت شده؟ بیا برویم و لباس گرمت را برداریم.


بی جهت نگران نشوید.

اکثر بچه های کوچک که در گوش دادن با مشکل مواجه بوده و بعضی اوقات بی قرار می شوند با کمبود توجه روبرو هستند. افرادی با این مشکل، این رفتارها برایشان به صورت عادت در آمده است، بنابراین چنانچه این بی توجهی در زندگی روزمره اش تأثیر گذاشته، باید مورد ارزیابی قرار گیرد. به خاطر داشته باشید، در این زمینه بچه ها با بزرگترها واقعاً فرقی ندارند. بچه ها می خواهند مثل شما، هنگام انجام کاری، کسی مزاحمشان نشود. این مسئله مانند این است که کتاب جالبی را در دست دارید و حاضر نیستید لحظه ای آن را کنار بگذارید .
در این شرایط شخصی می خواهد شما را وادار به انجام کار دیگری کند. بنابراین اگر می خواهید فرزندتان به آنچه که گفته می شود دقت کرده و آن را انجام دهد، در حالی که او را در هنر گوش دادن کمک می کنید، صبور و با توجه باشید.


 
لجبازی کودکان
ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: درمان لجبازی ، لجبازی کودک

اصولا” لجبازی یک نوع رفتار و واکنش نامطلوب است که به صورت های مختلفی خود را نشان می دهد، از جمله آسیب رساندن به خود و دیگران ، ناسزا گفتن ، گریه کردن و فریاد کشیدن ، شکستن وسایل و … در افراد لجباز پایین بودن اعتماد به نفس و عدم داشتن خود باوری مثبت و پذیرفتن خود واقعی مشهود است.

7 راه برای درمان لجبازی:


پنجره ی اول - مستقّل بارآوردن کودک: در برخورد کلّی در زندگی باید طوری با
کودک رفتار کرد که او بتواند در امور روزمره ی خود به طور مستقّل و گاهی بدون نیاز
به دیگران تصمیم بگیرد. البتّه فشارهای منفی را نباید در این خصوص وارد کرد ، بلکه
باید با راهنمایی های به جا تذکّر داد و روش های صحیح را به موقع به او آموزش داد.


پنجره ی دوم : کودک را تا حدّ امکان وادار به عجله و شتاب زدگی نکنیم . معمولا” خانواده ها در چند کار ، کودک را ناخواسته یا خواسته به عجله و شتابزدگی وادار می کنند که بیشتر مواقع عدم آگاهی والدین در تشدید آ ن ها ، دخالت مستقیم دارد از جمله چیزهایی که می توان در این رابطه یاد آور شد:

الف - حمّام کردن : در دوران طفولیّت عدم آشنایی والدین به خصوص مادر از مسایل تربیتی باعث می شود به جای فراهم آوردن محیطی شاد و مفرّح هنگام استفاده از حمّام ، آن را به محیطی درد آور و وحشتناک برای او تبدیل می کند. برای این کار بهتر است اجازه بدهیم کودک ابتدا خوب بازی کند و در همان حال با شعرها و قصّه های کودکانه شروع به شستن او کنیم و ضمنا” اجازه دهیم تا کودک حتّی برخی از اسباب بازی های خود را به حمّام بیاورد و با آن ها مشغول بازی شود.

ب- مهمانی رفتن: همان طور که ما بزرگ ترها قبل از رفتن به مهمانی یا گردش نیاز داریم خود را آماده کنیم ، فرزندان ما هم نیاز دارند که آماده شوند. البتّه نیاز آن ها با نیاز ما اندکی تفاوت دارد. پس بهتر است زمان رفتن به مهمانی یا گردش را یک ساعت قبل از حرکت به کودک یادآور شویم تا بتواند با کمک بزرگ ترها آماده شود. متاسفانه بعضی از والدین کمی قبل از حرکت به کودک می گویند آماده شود و این کار باعث لجبازی و مخالفت او می شود. چون دایم به او تذکّر می دهیم که زود باش ، سریع تر، دیر شد و… به جای این که سرعت کودک را برای آماده شدن بیشتر کنیم ،‌باعث می شویم که مخالفت کند.

ج - غذا خوردن ، خوابیدن و …: بهر حال کودک مانند افراد بزرگسال نمی تواند از نیروی تفکّر و حرکت در یک زمان استفاده کند و والدین باید بدانند زمان تفکّر و انجام کارها در کودکان به سعه ی صدر بیشتری نیاز دارد.

پنجره ی سوم: رشوه ندادن و حذف پاداش کودک لجباز : اگر کودک برای رسیدن به مطلوب خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه کردن و یا داد کشیدن بکند و ازاین راه بخواهد به خواسته ی خود برسد و والدینی که به اصطلاح حوصله ی ندارند با دادن امتیاز ( رشوه ) به کودک ، او را ساکت می کنند ، باعث پرورش لجبازی در او می شوند. پس باید پدر به خصوص مادر از دادن هرگونه رشوه و پاداش به کودک خوداری کند. البتّه تشویق برای کارهای خوب و مثبت کودک با رشوه دادن فرق دارد. تشویق باعث رشد اعمال نیک و حرکت به سوی ترقِّی می شود. امّا باید توجّه داشت که تشویق و پاداش ، باید به اندازه و درخور کار او باشد.

پنچره ی چهارم -عدم توجّه و نادیده گرفتن رفتار کودک لجباز : گاهی بهتر است وقتی فرزندمان شروع به داد و بیداد می کند خیلی خونسرد و بی توجّه از کنار مسئله عبور کنیم به طوری که یا متوجّه نشده ایم و یا موضوع برایمان اهمّیّت ندارد.

پنجره ی پنجم - برقراری آرامش و امنیّت در خانواده: به هر حال در هر خانواده مسایل و مشکلاتی به وجود می آید که منجر به بحث و گفت و گو می شود. والدین باید بدانند که تمام مسایل گره هایی هستند که به وسیله ی دست باز می شوند. یعنی به جای بحث و متّهم کردن دیگران ، آرام و بدون بر هم زدن امنیّت خانواده به خصوص کودکان ، مشکلات و مسایل را می توان به راحتی حل کرد، به طوری که هم خود و هم دیگران از نوع گفت و گو ها لذّت ببرند.


پنجره ی ششم - راهنمایی ” آری ” امّا دخالت “ خیر” : هیچ کس از دخالت کردن
دیگران در امور زندگی خوداحساس رضایت و خشنودی نمی کند. پدر و مادر از همان شروع تربیت باید حرکت صعودی خود را بر پایه ی راهنمایی قرار دهند تا کودک بتواند کم کم راه صحیح زیستن را تشخیص دهد. دیگر قابل پذیرش نیست که من : ” من می گویم این طور باش ، من می گویم این جا نرو و… بلکه ارشاد و راهنمایی های خردمندانه و کمک گرفتن از خود کودک در مشکلات می تواند کمک بزرگی باشد.

پنجره ی هفتم - عدم لجبازی والدین: آموزش های عملی به مراتب از آموزش های تئوری ، موثرتر و آموزنده تر می باشند. اگر والدین در حضور بچّه ها با یک دیگر لجبازی کنند ، خیلی راحت و بدون دردسر لجبازی را به آن ها یاد می دهند و بچّه ها به طور واضح فیلمی مشاهده می کنند که در آن یکی از والدین با پافشاری دیگری را مجبور به اطاعت از خود می کند و آنان متوجّه می شوند که از این راه می توانند به راحتی به خواسته های خود برسند.


نتیجه: پدرها و مادرها باید بدانند که با بردباری می توانند بر اکثر ناهنجاری ها چیره شوند و اجازه ندهند کودک به تنهایی برای همه ی افراد یک خانواده تصمیم بگیرد. متاسفانه بعضی از والدین با گفتن من حوصله ندارم و یا کی حوصله ی این کارها را دارد ، سعی می کنند بار مسئولیّت تربیت را کج به منزل برسانند . این گونه والدین باید گفته های خود را اصلاح کنند . بگویند من حوصله دارم و یا بهتر است بگویند من می توانم با حوصله و بردبار باشم و از این طریق خود باوری مثبت و عزِّت نفس خود را بالا ببرند. امّا در لجبازی از هر روشی برای از بین بردن یا کاهش آن استفاده می کنیم ، باید مراقب باشیم تا کودکان به خود و یا دیگران آسیب نرسانند.


 
هرگز این 10 جمله را به کودکتان نگویید!
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:



احتمال دارد بزرگ کردن بچه، همچون آزمایشی جهت سنجش میزان صبر و استقامت پدر و مادر باشد، ولی این مورد خیلی اهمیت دارد که کاربرد عبارت آزاردهنده، احتمالا حس عزت نفس بچه را کاهش می دهد.

“دونالد کیت”، روان شناس کودک در دانشگاه پنسیلوانیا، اظهار می دارد: والدین باید بدانند که خشمگین و محروم ساختن بچه از برخی چیزها را باید بدین جهت اعمال کنند که بچه پی برد چه رفتاری باید داشته باشد. به هر حال، پدر و مادر، امکانات روحی روانی ضروری را به منظور مهار موقعیت های گوناگون دارا می باشند.”

در مطالب زیر ده مورد از جملات زیان بخشی را که احتمال دارد والدین ابراز دارند و سپس راه کارهای اجتناب از این موقعیت ها را تشریح شده است:

چرا نمی توانی مانند فلانی باشی؟

“ماری” پیوسته تکالیفش را انجام می دهد و دندان هایش را مسواک می زند. لیکن برادرش “بابی”، این گونه نیست و تمام امور را باید به وی یادآور شد. چرا او قادر نیست همانند “ماری” باشد؟

روان شناسان گفته اند که مقایسه صرفا موجب افزایش حسادت بین برادر و خواهر می گردد. به باور یک روانشناس کودک” در صورتی که بچه ای با خواهر یا برادرش یا بچه دیگری مقایسه شود، احتمالا از وی بیزار می گردد.”
در عوض مقایسه کردن بچه ها، برای فرزندتان دقیقا مشخص سازید که از او چه می خواهید؟!
اتاق تمیز؟ میز مرتب؟ آن بخش از کردار بچه را که مایلید تغییر کند، به دقت مشخص سازید.
برای فرزندتان تشریح کنید که خوی های نیکو، چه یاری هایی به او می کند. مثلا به او توضیح دهید که عادت انجام به موقع تکالیف، سبب می شود نمرات ممتازی کسب کند و در این حالت نباید دلواپس باشد که تابستان نیز به مدرسه برود. چنانچه بچه متوجه شود که شما میل دارید وی، کردارش را در پاره ای از موارد عوض کند تا بهتر از آنچه هست، بشود، در این صورت یقینا تغییرات فرزندتان را شاهد خواهد بود. 

چرا مثل بچه های خردسال رفتار می کنی؟
رفتار فرزند هفت ساله شما در یک تالار غذاخوری مانند بچه چهارساله است. شما شرمنده می شوید و به وی یادآوری می کنید که به چه دلیل نظیر خردسالان رفتار می کنی؟

پیامد کار چه می شود؟ به بچه اهانت شده و او اکنون با تنفر فراوان، همه نمک را از درون نمکدان بیرون می ریزد!
عوض ناراحت ساختن بچه، بکوشید شرایطی را مهیا سازید که از پس تغییر دادن فرزندتان به طرز دلخواه برآیید. نسبت به رفتار فرزندتان، به نحو غیر مستقیم بازتاب نشان دهید. مثلا می توانید بگویید:” می دانم که دوست داری پیش از رفتن به بستر، تلویزیون تماشا کنی و من مایل نیستم این فرصت را از تو بگیرم، ولی چنان چه تغییر رویه ندهی، نمی گذارم چنین کنی.”
با این حرف بچه در می یابد که احتمالا آن چیزی را که دوست دارد، از کف می دهد. 

چرا این قدر ژولیده و نامرتبی؟

فرزندتان، پوشاک نظیف و مرتبی به تن دارد، لیکن درست یک ساعت بعد با یک تی شرت کثیف، شلوار پاره و موهای به هم ریخته جلوی شما حاضر می شود.

انتقاد کردن از بچه، زمینه را برای کشاکش فراهم می سازد. امکان دارد پدرومادر بپرسند، پس ما برای مهار فرزندمان چه باید بکنیم؟ روانشناسان بدین سوال، این سان جواب می دهند:” هنگامی که بچه تصمیم می گیرد با دوستانش بیرون برود، بگذارید هر لباسی را که مایل است، بپوشد لیکن چنان چه با شما برای شام خوردن بیرون می آید، نباید هر لباسی را که می خواهد، بپوشد. فرزندتان باید فرابگیرد که در موقعیت های متفاوت، چه بپوشد. والدین می توانند شیوه صحیح را درباره موضوعات گوناگون به بچه بگویند”. 

تو بامزه ترین، قشنگ ترین و زورمندترین بچه دنیایی!

حتی یک لقب مثبت نابجا احتمالا محدودیت بچه شده و مانع می شود که وی خودش را به واقع آن گونه که هست، ببیند و بشناسد. مثلا چنانچه بگویید:” تو از تمام بچه ها، هوشمندتری”، امکان دارد سبب شود که او حس کند، هیچ گاه با شکست روبه رو نمی شود.

از اطلاع خود در مورد استعدادهای فرزندتان برای ترغیب و پیشرفت وی سود بجویید نه این که برچسب شخصیتی به وی بزنید. به عنوان مثال اگر بگویید:” تو با هوشی و من می دانم که اینکار از عهده ات بر می آید” خیلی دلگرم کننده تر و ملایم تر از این است که چنین بگویید:” تو باهوش ترین بچه دنیا هستی” می توانید این مورد را بیازمایید. یقینا برچسب بد زدن به بچه مانند غیب گویی از منش وی عمل می کند. به عنوان مثال اگر به او گفته شود “تنبل”، مایل است حتی تنبل تر اقدام کند زیرا مطمئنش
ساخته اید که تن پروری جزو جدانشدنی شخصیت اوست.

پدر و مادر باید بکوشند
عوض لقب منفی به کودک دادن، آن چیزی را که به واقع مورد نظرشان است، بر زبان بیاورند. آیا بچه کلا تنبل است؟ امکان دارد او امور روزانه اش را بدون یادآوری به اجرا در نیاورد. در این صورت والدین باید بچه را با روش جایزه دادن یا تبیه کردن، ملزم به انجام کارهای روزمره کنند. 

تو چقدر احمق هستی!

یکی از هدف های اصلی در تربیت فرزند، ایجاد اعتماد به نفس در بچه است. به جای چنین عباراتی، جهت بهبود کردار فرزندتان اهتمام ورزید سخنان ترغیب کننده و مثبت بیان دارید. به او یاد بدهید که چگونه کاری را به درستی صورت دهد. مثلا، چنان چه
فرزندتان بدون توجه به رفت و آمد خودروها، به وسط خیابان می دود، می توانید به وی
بگویید:” موقع عبور از خیابان، باید دستم را بگیری”.

هنگامی که بچه دستتان را گرفت، اضافه کنید:” تو خیلی باهوشی که دستم را میگیری. حالا می توانیم با خیال راحت از خیابان رد شویم.” 

برخی اوقات آرزو می کنم که ای کاش بچه ای نداشتم

آنچه فرزندتان از عبارت بالا می فهمد، این است: ” تو ارزش نداری و من تو را نمی خواهم”. او این حرف را به دل می گیرد و حتی تا بزرگسالی به یادش می ماند.

آیا شما اینقدر بی خردید که به بچه بگویید:” ای کاش اصلا تورا نداشتم!”. در عوض چنین بگویید:” بعضی وقت ها مرا خیلی ناراحت می کنی.”
بهتر آن است که پدر و مادر قواعد پیش گقته را اجرا کنند تا بدین حد از خشمناکی نرسند. وقتی بچه می داند که پدرومادرش چه انتظاری از وی دارند و مشاهده می کند که با او دمسازند، یقینا رفتار نیکوتری در پیش خواهد گرفت.

مرا تنها بگذار

تمام پدر و مادرها پاره ای اوقات مایلند تنها باشند. ولی در صورتی که پرخاش کنان از فرزندتان بخواهید که ایشان را به حال خود گذارد، می اندیشد که دوستش ندارید. سعی کنید بچه ها را در انجام امور روزانه شرکت دهید. حتی یکی بچه سه ساله
هم می خواهد در آماده ساختن میز شام یاری کند.

اگر موقعی که بچه ها به شما احتیاج ندارند، وقتی را برای سپری ساختن با آنان اختصاص دهید، در این حالت زمانی که توجه شما به اجرای سایر امور است، بچه ها کمتر مزاحم شما می شوند.آن هنگام که لازم است تنها باشید، می توانید به بچه بگویید:” من خیلی تو را دوست دارم، اما حالا بسیار کار دارم.” به او فرصت دهید که دریابد شما بعدا مدتی را با او می گذرانید. در صورتی که فرزندتان اصرار کرد، می توانید بگویید:” چنانچه بار دیگر حرفم را قطع کردی، ناچارا باید به اتاقت بروی، چون اینجا اتاق من است.” این روشی در جهت دور کردن بچه نیست بلکه یک راه کار تربیتی به حساب می آید.

خفه شو!

این عبارت سبب می گردد که بچه حس کند شما کوچک ترین علاقه ای به شنیدن نظرش ندارید و اندک اندک به این نتیجه دست می یابد که او فردی ناتوان در طرح هر پیشنهادی است.
شما می توانید با آرامش و خونسری به او بگویید:” ساکت باش” و اگر این لحن کلام بی اثر باشد، آن را با خونسردی لیکن محکم تر بیان کنید. یا امکان دارد تلویزیون را خاموش کنید و وی را به اتاقش بفرستید.

یادتان باشد که بچه ها همه چیز را از انگاره (الگوی) خود فرا می گیرند. در صورتی که می خواهید فرزندتان مودب باشد، باید نخست خودتان با ادب باشید. هیچ گاه به هم سن و سالتان نمی گویید” خفه شو!” پس به بچه تان هم نباید چنین حرفی بزنید. 

این کار را بکن وگرنه…!

ترساندن های بی مورد، در نهایت به زدوده شدن قدرت شما می انجامد. این قبیل گفتار سبب می گردد که بچه به رفتار ناپسندش ادامه دهد تا ببیند شما تصمیم دارید چه کنید. روش مطلوب، چینش تنبیه ویژه ای است که می توانید به کار ببندید. مثلا به اوبگویید: ” اگر حالا دست از این کارت نکشی، یک هفته کامل باید در خانه بمانی.” یا ” در صورتی که مجددا این عمل را تکرار کنی، حق نداری پس از ناهار بازی کنی.”

اینجاست که بچه می فهمد شما قادرید او را از برخی پیزهایی که دوست دارد، محروم سازید.

اگر حالا همراه من نیایی، دیگر با تو کاری ندارم و برای همیشه کنارت می گذارم!

هر گز بچه ها را از رهاکردنش نترسانید. پدر و مادر باید برای فرزندشان پناهگاه امنی باشند، تا از آنجا بچه ها بتوانند به دنیا گام نهند. در غیر اینصورت آنان از حیث رفتاری، به افرادی وابسته وبدون اعتماد به نفس بدل می گردند.

چنانچه کودک نوپایی دارید که گوشه خیابان نشسته و تکان نمی خورد، باید بگویید:” یا با من بیا یا دستت را می گیرم و با خود می برم.” و اگر ضرورت ایجاد کرد، بلندش کنید و با خود ببرید. اگر فرزندتان دوست دارد وقت تلف کند، بکوشید
به وی توجه بیشتری داشته باشید. مثلا بگویید:” تو دقیقا پنج دقیقه وقت داری تا با
دوستت بازی کنی و بعد باید برویم.” این کلام موثرتر از آن است که بچه را بترسانید
به این که او را می گذارید و می روید.

اگر حرف های ناصحیح به فرزندتان زده اید، فرصت های زیادی برای جبران آنها ندارید. باید اذعان داشت که اینان ویژگی برگشت ناپذیری دارند. روانشناسی موسوم به فلمینگ توصیه می کند که:” به نزد فرزندتان بشتابید، وی را در آغوش بگیرید و بگویید من حرف های زشتی به تو زده ام؛ برخی اوقات که از کوره در می روم، سخنانی به تو می گویم که به هیچ عنوان دوست ندارم متاسفم.”
این برخورد نه فقط موجب بهبودی رابطه شما با فرزندتان می شود، بلکه ایشان می آموزند که وقتی در شرایطی قرار می گیرند که سبب خشمگینی شان می گردد، باید چه کرده و چگونه خویشتن را مهار کنند.


 
حمام درمانی
ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: حمام درمانی

روش طلایی حمام درمانی:

اگر کودکتان بدخواب است::: بی شک همه ما شب زنده داری های زیادی داشته ایم تا مراقب کودک بدخوابمان باشیم و به همین دلیل روزکاری سختی رابعذازاین شب زنده داری گذرانده ایم ٰ برای حل این مسئله راه حلهای نختلفی تا امروز ازسوی کارشناسان مطرح شده است.برخی معتقدندباتغییررژیم غذایی کودک یا افزایش میزان فعالیت اودرطول روز میتوان این مشکل را برطرف کرد.
اما پیشنهادمااین است که درطول هفته2 تا 3 بار اجازه دهید کودکتان در آبی که در آن عصاره گیاه سنبل الطیب و بابونه وجوددارد بازی کند. برای این کار کافیست وان حمام راازآب ولرم پرکنیدو به میزان مساوی از عصاره این 2گیاه درون وان بریزیدو اجازه بدهید کودک به مدت نیم ساعت درآن بازی کنداین کار موجب میشودتااوبعداز10روزخوابی آرام و بی دغدغه را تجربه کند می توانید به جای استفاده از سنبل الطیب و بابونه از جوشانده آنها نیز استفاده کنید. کافیست 10گرم از هر 2گیاه رابا3 لیوان آب روی حرارت بگذارید تایک لیوان از آن باقی بماند.

بچه های گرمایی و آب بازی با گریپ فروت:::
حالاکه روزهای گرم تابستان نزدیک است باید به فکربچه های پرجنب و جوش هم باشیم که در فصل تابستان زیاددچار گرمازدگی می شوند.تنها کافیست هفته ای 1تا2باربه انها اجازه دهیددرآبی که عصاره گریپ فروت ریخته شده دراز کشیده یادرآن بازی کنند. برای این منظور کافی است یک فنجان عصاره گریپ فروت رادرآب بریزیدوکودکتان رادرآب قرار دهید.


اکالیپتوس فقط برای سرماخوردگی نیست::::
اکالیپتوس یکی از گیاهان دارویی است که بساری از ما ان را میشناسیم و ازبخورآن برای پاکسازی هواوپیشگیری از سرماخوردگی در فصل سرد استفاده می کنیم اما در میان ما کمتر کسی است که بداند ازاین گیاه پرخاصیت میتوان درفصل گرم نیزبرای پاکسازی و میکروب زدایی استفاده کرد.

درنتیجه برای دورکردن آلودگیها و پاکسازی بدن کودکتان یا خودتان بعدازبازی یا سفر می توانید باریختن نصف فنجان عصاره اکالیپتوس یایک لیوان از جوشانده برگهای اکالیپتوس دروان حمام و قرارگرفتن درآن سلامت خودوکودکتان راتضمین کنید. تنها کافیست 20دقیقه دراین آب بمانیدتاازاثرات درمانی و شفابخش ان بهره مند شوید.


کبودی ها را زودتر محو کنید :::
برای برطرف کردن سریع کبودیها و کوفتگی هایی که گهگاه به دلیل بی دقتی وبراثر برخورد کودکان با اشیایازمین خوردن ایجادمی شود راه حل ساده ای وجوددارد.استفاده از ترکیبی از عصاره بابونه - عصاره بهارنارنج و عصاره گل رز مفیداست. برای این کار می توانید این عصاره ها را باهم ترکیب کرده درون آب بریزید و به صورت موضعی اندام کبودشده رادرون آب قراردهیدیا با کمک یک دستمال که به این آب آغشته شده محل کبودی را مرطوب کنید.مراقب باشید درصورتی که محل کبودی دارای زخم بازاست ازاین روش استفاده نکنید.

 

اگر پوست کودکتان خشک است :::
برخی از کودکان درطول سال ازخشکی پوست دست و لب واطراف لبشان رنج می برند یکی از عمده دلایل بروز این مسئله این است که بیشتر بچه ها به این دلیل که درطول روز کمتر به توالت بروند مایعات کمتری می نوشند و این باعث بروز خشکی در پوست می شود. هفته ای 2بار پیش از حمام کردن از کرم عسل و لیمو استفاده کنید برای تهیه این کرم لازم است 4قاشق غذاخوری عسل رابانصف لیموترش ترکیب کرده و درموضع خشک شده بمالید.

حمام آویشن برای سرفه های کودکان ::::
استفاده از حمام اویشن یکی از بهترین گزینه ها برای تسکین سرفه های کودکانی است که به بیماری سرخک مبتلا شده اند.اگر کودک شمانیزبه تازگی این تجربه راازسرگذرانده توصیه می کنیم از حمام آویشن استفاده کنید .درمانگران متعددی از بهترین شیوه ها برای بهبود و تقویت عملکرد ریه ها میدانند و این شیوه رابرای درمان سرفه کودکان مبتلا به سرخک و بزرگسالان مبتلا به سرفه های مزمن -برونشیت و تنگی نفس توصیه می کنند.
برای استفاده از این حمام کافیست نصف فنجان عصاره آویشن رادرون وان ریخته
و مدت 15دقیقه درون وان درازبکشید. باید مراقب باشیدپس از این حمام کودک در محیطی گرم و با لباسی مناسب قرار گیرد تا سرما نخورد.

کنترل تب با حمام درمانی :::
بچه ها با کوچکترین تغییری که در اب و هوا ایجادمی شود ممکن است دچار سرماخوردگی شده و تب کنددراین شرایط یکی از بهترین شیوه ها برای پایین آوردن تب
پاشویه کردن است اما این پاشویه کمی با پاشویه های دیگر متفاوت است.
اینبار به آبی که تصمیم دارید کودک رابا آن پاشویه کنید نصف لیوان سرکه اضافه کنید اینکار موجب می شود تا خیلی سریع دمای بدن کودک یک درجه کاهش یابد.برای تاثیرپذیری بیشتر می توانید این کار را 2 تا 3 بار در روزتکرار کنید تا تب کودک از بین برود. می توانید این ترکیب را در حمام درست کرده و کودک را برای چنددقیقه در این آب بخوابانید.


 
کارگاه خلاقیت مادر و کودک 2
ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: کارگاه خلاقیت

دومین جلسه رو با نام خدا شروع میکنیم
این جلسه ساخت کاردستی با کاغذ رنگی و مقوا
هدف:آشنایی کودک با رنگها و اشکال هندسی و حیوانات و صداهاشون...مشارکت با
دیگران در به نتیجه رسوندن یه کار دستی

لوازم مورد نیاز:کاغذ رنگی و مقوا در رنگهای مختلف، قیچی(حتی الامکان تیز نباشه) چسب(از نوع ماتیکی باشه بهتره چون کثیف کاری نداره) و یه دفتر نقاشی برای چسبوندن کاردستی های خوشگلاتون از این به بعد

دقت کنین که به هیچ عنوان قیچی رو دست بچه ندین..هدف ما فقط مشارکته نی نیه

یه سفره یا ملحفه پهن کنین و بسم ا...
میتونین از یه حیوانی که بچه بهش علاقه داره شروع کنین..من واسه دخترم ماهی درست کردم...در حین کار واسش توضیح بدین که چه کار میکنین و ازش کمک کوچولو بخواین..مثلا اینو بده مامان


سعی کنین از اشکال هندسی ساده استفاده کنین تا کودک از کنار قرار گرفتن این
شکلها و در نهایت درست شدن یه شکل معنادار مثل یه موجود زنده ذهن کودکتون رو فعال کنید و به تکاپو بندازینش

جلسه اول خیلی سخته و باید صبور باشین و حوصله کنین...وقتی رو انتخاب کنین که هر دوتون سرحال باشین
در پایان بعد از چسبوندن قطعات و درست شدن کاردستی اونو تو دفترش بچسبونید و برا همیشه ثبتش کنید..اولین کاردستی با مشارکت مامان ..اسم کاردستی و تاریخ یادتون نره...بعد از چسبوندن کار تو دفتر در مورد شکل مورد نظر توضیح بدین و چندین بار اسم اون تکرار کنین..میتونید از میوه یا وسایل خونه هم استفاده کنین ولی پیشنهاد من همون موجود زنده است

موفق باشید


 
آموزش نظم به کودکان
ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: آموزش نظم به کودکان

طرزآموزش نظم به کودکان

به یاد داشته باشید کودک بد وجود ندارد بلکه این رفتار اوست که گاهی مواقع ناشایست یا
بد می شود و علاوه بر آن شما هم در شکل گیری رفتار بد فرزندتان نقش دارید چرا که
کودکان شناختی از دنیا نداشته و دنیا را از دریچه چشم والدین خود می نگرند و از آنان الگوبرداری می کنند .

تعیین حد و حدود و رعایت آنها از مهم ترین اصول تربیت کودکان می باشد و تجربه ثابت کرده است که اغلب والدین ایرانی در این زمینه دچار مشکل هستند . نظم دادن به کودکان امر دشواری است زیرا اغلب آنان از نظم پیروی نکرده و برخی از پدر و مادرها هم نظم را دستورهای خشک یا تنبیه هایی سخت تلقی می کنند ، در حالی که برای آموختن نظم و
انضباط به خردسالان ، تعریف و تمجید از آنان را باید به عنوان یک نکته کلیدی در نظر
داشت . از سوی دیگر ثبات قدم و استمرار از نکات مهم تربیتی نوپایان است . همه مراقبین کودک باید در مقابل یک رفتار او به صورت واحد یک واکنش را نشان دهند و این
اصل مهمی است .

والدینی که اغلب در برقراری نظمی که تعیین کرده اند ، قاطع نیستند ، تصور می کنند این امر میزان علاقه کودک نسبت به آنان را افزایش می دهد . یکی از موارد مهمی که باید به
خوبی درک کنید ، این حققت است که برقراری نظم و رعایت آن به هیچ وجه علاقه فرزندتان را نسبت به شما کاهش نمی دهد . والدینی که تصور می کنند برقراری نظم یعنی تنبیه وسختگیری در اشتباه هستند .

آموزش نظم یعنی اینکه کودک بیاموزد چگونه رفتار کرده و حد و حدود و خط قرمزها را رعایت کند. به عبارتی نظم یعنی کنترل و نظارت قاطعانه و عادلانه در کنار تشویق و تمجید فراوان .
آگاه باشید در بی نظم ترین و پرهرج و مرج ترین منازل هم عشق و علاقه ـ حتی به میزان
زیادی ـ وجود دارد اما آنچه وجود نداشته یا مقدار آن بسیار جزئی است ، احترام می باشد . اگر کودک عادت کند که به پدر ، مادر ، خواهر و برادر خود و حتی اشیای خانه
احترام نگذارد ، این رویه را ادامه خواهد داد و به دیگران نیز احترام نخواهد گذاشت و در نهایت ادامه این وضعیت در مهدکودک یا مدرسه ، او را با مشکل رو به رو می سازد .

بی شک برای اینکه رابطه ی پدر و مادر با فرزندان رابطه ای قابل قبول باشد ، فقط
عشق و علاقه کافی نیست بلکه باید احترام متقابل نیز وجود داشته باشد .

درعین حال لغو این قوانین ، سرآغاز اتفاق هایی است که قدرت نظارت پدر و مادر را کاهش می دهد ، به اندازه ای که دیگر کسی نمی تواند مانع رفتارهای نادرست کودک شود یا به اصطلاح فرزندسالاری در خانه حاکم خواهد شد که از نظر اصول تربیتی ، به هیچ عنوان پذیرفته نیست . بهتر است آگاه باشید همان طور که والدین باید در وضع مقررات و
جلوگیری از شکسته شدن آنها قاطع باشند ، موظف به پایبندی و تعهد در قبال قولی که به
فرزندشان داده اند ، خواهند بود .

در دهه های اخیر جامعه ما دستخوش تغییرات بسیاری شده و تربیت کودکان برای والدین بسیار دشوارتر از نسل های گذشته گردیده زیرا در خانواده های گسترده ـ که در آن چند نسل یعنی پدر بزرگ ، مادر بزرگ ، فرزندان و نوه ها در کنار هم زندگی می کردند ـ جای خود را به خانواده های کوچک ( هسته ای ) داده اند که فقط پدر ، مادر و فرزندان در کنار
هم حضور دارند ، از این رو تعداد افرادی که از کودکان مراقبت می کردند ، کاهش یافته
است . به علاوه مساله ی مادران شاغل ـ که در نسل های گذشته وجود نداشت ـ مشکلات
مربوط به تربیت کودک را افزایش می دهد .

در گذشته تعداد بچه ها بیشتر از امروز بود و این موضوع علاوه بر آنکه باعث می شد
کودکان همبازی های بسیاری داشته باشند ، می آموختند هر چه دارند با یکدیگر تقسیم
کنند . در نهایت کودکان ، کمتر محور خانواده می شدند ، از سوی دیگر امکانات و منابع
خانواده نیز بین چند فرزند تقسیم می شد . اگر چه امروه تعداد فرزندان در خانواده ها
کمتر است و امکانات موجود صرف یک یا دو بچه می شود اما آنها کمبود همبازی دارند ،
تنهاتر از قبل هستند ، در فضای تنگ و کوچک آپارتمان زندگی می کنند و گاهی نیز تمرکز
و توجه بیش از حد والدین ، آنها را به کودکانی پرتوقع و لوس مبدل می کند . همه
اینها ضرورت آموزش های والدگری را تایید می کند .

منبع: روزنامه ی سلامت شماره ی 229 /س


 
آب بازی بهترین روش برای رشد خلاقیت کودکان
ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

بازی با آب یکی از بهترین، اساسی ترین و لذت بخش ترین کارهایی است که کودکان انجام می دهند. آب جذبه ای سحرآمیز برای آنها دارد. کودکی که با آب بازی می کند، در حال
یادگیری علت و معلول گرما و سرما، جاری شدن و فرو رفتن در زمین است. این کودک پس از آنکه به عنوان موجودی کوچک در دنیایی بزرگ، یک روز سخت را پشت سر گذاشت، با آب بازی آرامش می یابد.


آب بازی باعث تسکین عصبانیت های کودک شده و کودک از طریق آن از ناراحتی ها، فشارها و تنش ها رهایی یافته و احساس آرامش می کند. چون کودکان آب بازی را بسیار دوست دارند از این طریق می توان مفاهیم ومطالب بسیاری را به آنها آموخت و موجبات رشد مهارت ها و توانایی های مختلف آنها را فراهم ساخت.

رشد توانایی ها و مهارت های مختلف کودکان به وسیله آب بازی:

الف) رشد خلاقیت و ابتکار:
آب بازی کمک می کند تا بچه ها افکار خلاقشان را رشد بدهند. از آنجا که آب بازی جذابیت
بسیاری برای کودکان دارد، آنها ساعت ها وقتشان را صرف آن می کنند. والدین و مربیان
می توانند به وسیله بازی های متنوع و از طریق پرسش های مختلف، تفکر خلاق را در
کودکان پرورش دهند. بعضی از این پرسش های پرورش دهنده:


1- چطور باران در آسمان شکل می گیرد؟

2- چه چیزهایی در آب شناورند و چه چیزهایی زیر آب می روند؟

3- چطور باران و برف در آسمان شکل می گیرد؟

4- چه چیزهایی با آب می پزند؟

بعضی از بازی های پرورش دهنده خلاقیت عبارتند از:

1- اشیا گوناگونی به کودک بدهید که آن را داخل آب قرار داده، ببینید که آیا فرو می رود
یا روی آب شناور می ماند و درباره آن صحبت کنید"چه اتفاقی می افتد؟" اوه نگاه کن
روی آب ایستاده شنا می کند" "نگاه کن، آن یکی پایین رفت، زیر آب"


2- دو ظرف هم حجم با شکل ظاهری متفاوت انتخاب کنید یکی از ظرف ها را پر از آب کرده و آب آن را در ظرف دیگری بریزید تا کودکان متوجه حجم یکسان هر دو ظرف شوند.

ب) رشد شناختی:
کودکان بر اثر کسب تجربه با آب بازی یاد می گیرند که بعضی اشیا در آب فرو رفته و بعضی روی آن شناور می مانند (سنگ، چوب، پلاستیک، فلز و ...) بعضی اجسام مثل: اسفنج، پارچه و کاغذ آب را به خود جذب می کنند و بعضی مثل پلاستیک آب را اصلابه خود جذب نمی کنند.
کودک از طریق آب بازی با منابع اب مانند: چشمه، قنات، رود، دریا و دریاچه آشنا می
شود.


ج) رشد عاطفی و هیجانی:
کودکان عاشق آب بازی هستند. در آب بازی کودکان آرامش یافته و احساس قدرت می کنند. آب بازی باعث بر انگیختن کنجکاوی کودکان شده و از نظر عاطفی برایشان ارضاء کننده
است.


د)رشد گویایی و افزایش گنجینه واژگان:
زبان جزیی از وجود هر شخص می باشد و محتوای زبانی نه تنها برای ارتباط بلکه برای کمک به تفکر فرد مهم است. کودکان از طریق آب بازی با واژه های جدیدی آشنا می شوند که کمک به تقویت گنجینه لغات آنها می نماید و مفاهیم زیادی مانند: شناکردن، ریختن، شناور شدن، زیر آب رفتن، موج، برف، رود، یخ، دریا و .... را یاد میگیرند.

ه) ایجاد هماهنگی بدنی:
کودک می آموزد که هنگام پر کردن دو ظرف هماهنگی چشم و دست لازم است. تسلط بر حرکات ظریف در یادگیری برای ریختن، فشار دادن، تعادل و ... یکی از ویژگی های آب بازی است.

و)رشد اجتماعی:
کودکان به هنگام آب بازی یاد می گیرند که چطور با دیگران رابطه برقرار کنند و به وسیله آب بازی حس تعاون، همکاری، مشارکت، اطاعت از قوانین و مقررات بازی، رعایت نوبت و انعطاف پذیری را یاد می گیرند.

مکان آب بازی برای کودکان:
آب بازی را می توان در فضای باز و بسته انجام داد. آب بازی در فضای باز راحتر است. در
غیر اینصورت در فضای بسته باید کفپوش مناسبی مورد استفاده قرار گیرد. موزاییک،
آسفالت یا کاشی مشبک (حجم دار) می تواند مفید باشد، زیرا در صورت خیس شدن می توان به آسانی آن را خشک کرد. محل آب بازی باید جایی انتخاب شود که مقدار آب ریخته شده از ظرف به داخل چاه فاضلاب برود (کف اتاق یا محل آب بازی باید چاه فاضلاب داشته
باشد).

ظروف و لباس آب بازی برای کودکان:

ظرف مخصوص آب بازی باید در کنار لوله های آب باشد تا برداشتن آب آسان تر باشد. اگر آب بازی به صورت شنا یا دست و پا زدن نباشد، پیش بندهای پلاستیکی برای محافظت
لباش کودکان بهترین وسیله است، بهتر است پیراهن کودکان آستین کوتاه باشد تا کودک
راحتر بازی کند.


وسایل آب بازی برای کودکان

1- طشت بزرگ یا وان حمام پر از آب.

2- نی نوشابه، آبپاش، لوله، قیف (وسایلی که آب در آنها نمی ماند)

3- انواع بطری های خالی پلاستیکی مانند: بطری شامپو، مایع ظرفشویی، قوری پلاستیکی و ... (وسایلی که وقتی داخل آب قرار می گیرد حباب ایجاد می کند)

4- همزن های پلاستیکی، سرنگ های بدون سر سوزن، قطره چکان، رنگ های خوراکی به منظور تغییر رنگ آب.

5- اسفنج، دستمال کاغذی، قرقره، قاشق و انواع وسایل و اسباب بازی هایی که در آب فرو
رفته و یا روی آن شناور می مانند.


6- عروسک، لباس و پارچه برای شست و شو و چگونگی شستن و نظافت اعضای بدن.

7- صابون یا پودر لباسشویی برای تولید کف و انجام بازی های متفاوت با آن.

راه های بازی با آب برای کودکان

راه های متنوعی برای بازی با آب وجود دارد که در ذیل به اختصار به چند نمونه اشاره می کنیم:

1- یک ظرف بزرگ پر از آب با تعدادی اسباب بازی برای کودکتان در نظر بگیرید تا بتواند
تجربیاتی با عروسک پلاستیکی شناور و ماشین کوچک غیر شناور، یک تکه چوب، یک تکه صابون و چند قطعه یخ شناور داشته باشد.


2- یک تنگ پلاستیکی شفاف را پر از آب کنید و به کودک نشان دهید که از پشت تنگ آب،
دستهایش چقدر بزرگ دیده می شوند.


3- چندین ظرف پلاستیکی کوچک را با آب رنگ پر کرده و در فریزر بگذارید تا یخ ببندند.
این یخ ها می توانند به منزله آجرهایی در قلعه برفی باشند یا می توانند به آرامی در وان یا استخر آب شوند.


4- از ظروف مخصوص اسپری برای آبپاشی کردن می توانید استفاده کنید. کودک می تواند برای مثال قسمتی از دیوار خانه را رنگ بزند یا با آبپاش یا اسپری، چمن ها و گیاهان را آبیاری کند.

نکات ایمنی برای آب بازی:

1- کودکان خردسال معمولاً در آبی به عمق کم نیز ممکن است غرق شوند، وقتی آنها در

کنار هر نوع آب از وان حمام گرفته تا حوض، از جوی گرفته تا استخر و حتی وقتی کنار
آکواریوم هستند، آنها را زیر نظر بگیرید.


2- از ظروف نشکن برای اب بازی استفاده کنید، هرگز ظرفی با جنس شیشه، سرامیک، سفال یا چینی و سایر مواد شکننده به کار نبرید.

3- برای نگهداری و مراقبت از بچه های خردسال هرگز به کودکان بزرگتر اعتماد نکنید.

4- حتی بهترین شناگران بزرگسال نیز ممکن است دچار گرفتگی عضلانی شوند، از این رو
احتیاط را رعایت نموده و مراقب باشید تا آنها دچار حادثه نشوند.


5- هیچ کودک زیر 8 سالی نباید بدون حضور بزرگتر وارد آب شود.

6- در کنار سواحل دریا مراقب کودکان باشید، حتی اگر شناگران قابلی هستند، به آنها
اجازه ندهید بدون همراهی شما وارد آب شوند.


7- وان یا ظرف اب بازی را بعد از اتمام بازی همراه با کودک خالی کنید. تمیز کردن این
ظروف قسمتی از مکاشفه کودک است. همراه با او خالی شدن آب را ببنید و شگفت زده
شوید.


8- شنا کردن را هر چه زودتر به کودک بیاموزید و به یاد داشته باشید حلقه های بادی و
کمربندهای نجات الزاماً جلوی غرق شدن کودک را نمی گیرند.


 
چگونه به کودک نوپایمان رفتارها را آموزش دهیم؟؟؟؟
ساعت ٥:٤۸ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

چگونگی آموزش رفتارها به کودک نوپا آموزش رفتارها به مانند دیگر ابعاد تربیت و پرورش هرگز امری سهل و آسان نیست اما در اینجا به ارائه چند نکته صحیح و آزمایش شده می پردازیم تا یاریگر شما در اجرای این امر خطیر باشد .

هیچ گاه برای آموختن رفتارهای خوب به کودکان نوپا زود نیست . حتی کودکانی که هنوز قادر به صحبت کردن نیستند یاد می گیرند که با کمک دستانشان ارتباط برقرار کرده و منظورشان را برسانند . از آن جایی که برای همه ما یادگیری مفهوم شرکت داشتن و به اشتراک گذاشتن درسی در ازای زندگی است، در دوره سنی شیرین بین 2 تا 4 سال بسیار حیاتی و سرنوشت ساز است . هم چنین احوالپرسی صمیمانه خصلتی است که بسیاری از افراد کوچکتر می توانند به مدیریت آن بپردازند، اگر بر مبنای یک سری اصول و قواعد تشویق به انجام آن شوند .
آموزش رفتارها به مانند دیگر ابعاد تربیت و پرورش هرگز امری سهل و آسان نیست اما در اینجا به ارائه چند نکته صحیح و آزمایش شده می پردازیم تا یاریگر شما در اجرای این امر خطیر باش.

1 - با سه جمله کوتاه " لطفاً ، متشکرم و معذرت می خواهم " شروع کرده و وقتی کودکتان معنای این جملات را درک کرد جملات بیشتری را معرفی کنید
کودکی که صحبت نمی کند با یادگیری اندکی زبان نشانه می تواند با این جملات ارتباط برقرار کند . به عنوان مثال وقتی از کلمه لطفاً استفاده می کنید همزمان با حرکات بدن علامت آن را بکشید . این کار موجب تقویت علامت و جملات شفاهی و کلامی می
گردد و راهی برای برقراری ارتباط به کودک ارائه می کند . با تکرار این موضوع کودک
آن نشانه را یاد می گیرد و هنگامی که می خواهد چیزی درخواست کند از آن علامت که به معنای لطفاً می باشد استفاده می کند .

2 - مصر و ثابت قدم باشید
یعنی زمانی که رفتاری را معرفی می کنید به آن پایبند باشید و آن ویژگی و خصلت را چندین بار در روز آموزش داده و تمرین نمایید و آن را بخشی از رفتار فردی نمایید. شاید این کار زمان بر باشد اما کودکان بسیار باهوش هستند و گیرایی بالایی دارند . آموزش زود هنگام رفتارها بسیار با صرفه تر از فراگرفتن آنها در بیرون خانه است .

3 - مدل و الگوی کودکتان باشید
از آن جایی که کودکان آیینه تمام نمای نوع رفتار و گفتار شما هستند باعث می شوند که شما مراقب رفتار و گفتارتان باشید و موجب بهبود شما می شوند .

4 - در مقابل رفتارهای کودک بازبرخوردهایی مثبت داشته باشید
هنگامی که کودکتان برای ادای کلماتش از زبان اشاره استفاده می کند و یا با صبورانه ایستادن در صف و کمک به دوستی که در حال جمع آوری اسباب بازی هایش می باشد
به نمایش صفت خود کنترل گری می پردازد بازخورد های مثبتی داشته باشید . بگذارید
بدانند که چه رفتارهای مودبانه و محترمانه ای نسبت به دیگران دارند .

5 -اوقات شاد و مفرحی را با او داشته باشید
به خاطر داشته باشید که آموزش رفتارها به کودکان اولین مرحله در ترغیب کودکان به بررسی ماورای خودشان می باشد . برخی خانواده ها مشتریان ضد رفتارهایی هستند که همه قوانین را نقض می کند . به منظور تقویت رفتارهای مثبت از جداول هفتگی استفاده نمایید .
شکل گیری رفتارهای مثبت یک شبه اتفاق نمی افتد اما وقتی این رفتارها را در عمل می بینید بسیار افتخار خواهید کرد . دیدن نتیجه کارتان در بیرون از منزل ، در ارتباط با دیگران و یا به هنگام ملاقات با پدربزرگ و مادربزرگ خیلی عجیب نیست .

نکات مهم :
1 - آموزش کودک را از 6 ماهگی وی می توانید شروع کنید . وقتی آنها عباراتی و اشاره هایی چون " بیشتر ، بخور " را یاد گرفتند به معرفی و آموزش عباراتی چون " لطفاً ، ممنونم ، سهم " بپردازید .

2 - مزایای آموزش زبان نشانه به کودک بسیار زیاد است .
وقتی آنها بزرگتر شدند از گوشه اتاق می توانید به آنها بفهمانید که تشکر کنند و یا
در درخواست هایشان از عبارت " لطفاً " استفاده نمایند .

3 - برای آموزش اهمیت خوب رفتار کردن، از هر فرصتی استفاده نمایید .تا سن 1 سالگی کودک زمان صرف 3 وعده غذا و 2 میان وعده فرصتهای خیلی خوبی برای تمرین هستند .

4 - در دنیای خودتان به هنگام صحبت با دیگران مثل همسر ، بستگان و دوستان هم بصورت گفتاری و هم به صورت زبان اشاره از عباراتی چون " لطفاً " و " متشکرم " استفاده نمایید . در این صورت کودکان شاهد و ارزیاب آنچه می خواهید به آنها آموزش دهید خواهند بود . از پرستاران هم بخواهید که به شما ملحق شوند .

5 - همراه با تحسین ، تمرین و صبر پیش بروید .

6 - الگوی رفتاری فرزندانتان باشید . کودکان بطور کلی مثالهای والدین شان را دنبال می کنند . بنابراین مراقب باشید که الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید .


 
عوامل موثر بر افزایش هوش کودک
ساعت ٥:٤۳ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: هوش کودک

عوامل موثر بر افزایش هوش کودک
مطالعه‌ها نشان می‌دهند ژن و محیط هر دو سهم فراوانی در افزایش هوش کودک دارند و در این راستا عوامل محیطی را سلامت، تغذیه و تربیت خانوادگی معرفی کرده‌اند. براساس یافته‌های اخیر، حتی اگر ژن‌ها نقش اصلی در میزان ضریب هوشی افراد داشته باشند، هرگز نمی‌توان تاثیر والدین را بر ذهن کودک نادیده گرفت. به خصوص در سال‌های اول زندگی کودک، وقتی مغز هنوز در حال شکل گیری و تکامل است، توجه والدین حتی اگر شرکت در بازی ساده‌ای چون دالی موشک باشد به ایجاد مداربندی‌های مغزی پیچیده و ضروری و تقویت آن برای ارتقای هوش کودک
کمک می‌کند.
دوسال اول زندگی؛ دوران طلایی رشد مغز
یک استاد روان‌شناسی کودک، می‌گوید: واقعا لازم است والدین بدانند که چقدر
داده‌هایشان به فرزندان، مهم و سرنوشت‌ساز است و کودک از سنین بسیار پایین و بدو تولد تحت تاثیر‌تربیت والدین قرار می‌گیرد. در عین حال، تحقیقات دانشمندان روی دو گروه شاهد و آزمایشی از کودکان نشان داده است که تجارب و تعالیم دوران کودکی روند رشد و تکامل مغزی را تسریع و تقویت می‌کند. دو سال اول زندگی به نوعی دوره طلایی رشد مغزی کودک است و این زمان دوران ایجاد ارتباط‌های مغزی به حساب می‌آید. در این سن در مغز، بیش از 300 تریلیون ارتباط وجود دارد و در همین زمان سلول‌هایی که هنوز مرتبط نشده‌اند و مورد استفاده قرار نگرفته‌اند غیرقابل استفاده می‌شوند.


به چشمان کودک نگاه کنید

چشمان نوزاد در شش هفتگی تا فاصله 5/17 سانتی‌متری متمرکز می‌شود و این دقیقا به‌ اندازه فاصله‌ای است که شما کودک را جلوی خود نگه می‌دارید و به صورت او نگاه می‌کنید. این عمل ارتباط‌های مغزی را به الگویی تشخیصی که با هر بار دیدن تقویت می‌شود، تبدیل می‌کند و به کودک کمک می‌کند در شناخت مفاهیم مشابه و نامتشابه مهارت بهتری کسب کند.
دو سال اول زندگی به نوعی دوره طلایی رشد مغزی کودک است و این زمان دوران ایجاد ارتباط‌های مغزی به حساب می‌آید.

با کودک‌تان صحبت کنید
دکتر هوتن لوچ، فوق تخصص روان شناسی کودکان دانشگاه اوهایو معتقد است: فرمان‌های اولیه زبانی برای کودک بسیار مهم هستند زیرا زبان در موفقیت عملکرد ذهنی بسیار اهمیت دارد و هر درک و استنباطی از زبان به ایجاد توانایی کلامی‌و بیان صحیح لغت‌ها کمک می‌کند و این در حالی است که دامنه لغت‌های کودک به طور مستقیم با میزان صحبت والدین طی دو سال اول زندگی او ارتباط دارد.

کنجکاوی کودک را تحریک کنید

همگام با رشد جسمانی کودک، قدرت تفکر و اندیشه او نیز در حال رشد و شکوفایی است. او از طریق تجربه وقایع جدید در زندگی دنیا را می‌شناسد و آن را کشف می‌کند. نیازی نیست کنجکاوی را به بچه‌ها آموزش دهیم، بلکه باید وجود سرشار از کنجکاوی‌شان را به صورت هدفمند ارضا کنیم. پدر و مادر با تشویق هر گام کوچک کودک، کمک بزرگی به خلاقیت‌های بزرگ‌تر وی در آینده خواهند کرد.

برای اشیا اسم بگذارید

کودکان حتی پیش از آنکه بتوانند صحبت کنند، قادرند بسیاری چیزها (برای مثال اجسام مختلف و رنگ‌ها) را درک کنند. در این سن اگر به او بگویید: عروسک خرسی سفیدت را بیاور. او دقیقا می‌داند این اسم متعلق به کدام اسباب بازی‌اش است. بنابراین یکی دیگر از وظایف والدین نامگذاری انواع رنگ‌ها، اندازه‌ها و شکل‌ها برای تقویت درک کودک است.


موفقیت کودک‌تان را جشن بگیرید

وقتی کودک‌تان موفق می‌شود برای اولین بار از فنجان آب بخورد و شما فریاد شادی سر می‌دهید، این عمل شما نه تنها او را خوشحال می‌کند، بلکه ارتباط‌های قشر جلویی مغز و بخش درونی مغز او را که جایگاه احساس‌ها است، تقویت می‌کند. بین 10 تا 18 ماهگی این ارتباط‌های مغزی شکل می‌گیرد.
برای مثال وقتی اولین گام‌های او را تشویق می‌کنید، این عمل باعث خوشحالی او می‌شود و در پی آن جریانی از مواد شیمیایی در مغز او آزاد می‌شود که این چرخه را تقویت می‌کند. در مقابل، هرگونه بی‌توجهی والدین به رفتارهای کودک، موجب تقویت نشدن چرخه ارتباط‌های مغزی او می‌شود و کودک نسبت به انجام کارهای جدید دلسرد می‌شود. در عین حال، دامنه لغت‌های کودک به میزان صحبت والدین طی دو سال اول زندگی او بستگی دارد.

فقط پدر و مادر نباشید

هرگز توجه خود را از فرزندان‌تان دریغ نکنید. گرچه توجه والدین در سنین پایین برای کودک بسیار مهم است، اما پیشرفت ذهنی و هوشی او در این سنین به پایان نمی‌رسد. شبکه‌های عصبی به‌خصوص آنها که به احساس‌ها مربوط می‌شوند تا سنین نوجوانی در حال توسعه‌اند. بنابراین با افزایش سن می‌توانید به کتاب خواندن فرزندتان اهمیت بیشتری بدهید، او را در گفت‌وگوهای خانوادگی سهیم کنید، از وی نظر بخواهید، و نیز مشوقی مهربان برایش باشید. علاوه بر اینها، نقش ما به عنوان پدر و مادر تنها به دوران کودکی و نوجوانی محدود نمی‌شود زیرا فرزندان در جوانی و بزرگسالی هم به پشتیبان و راهنما نیاز دارند.


 
تقویت هوش فرزندان از دوران نوزادی
ساعت ٥:٤۱ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: هوش نوزاد


کودکی که به دنیا می‌آید، شور و شوقی وصف نشدنی برای خانواده می‌آورد. نگویید که شما از آن پدر و مادر‌هایی هستید که نمی‌خواهید برای فرزندتان سنگ‌تمام بگذارید، چون باور نمی‌کنیم. اگرچه مسوولیت‌های پدر و مادر تمامی ندارد و بخصوص در روزهای نخست به شما فشار می‌آورد، اما می‌خواهید برای فرزندتان هر کاری که می‌توانید انجام دهید و برایش کم و کسر نگذارید. حال اگر بدانید که می‌توانید هوش و ذکاوت او را هم مانند نیازهای جسمانی و عاطفی‌اش پرورش دهید، مطمئنا دیگر معطل نمی‌مانید و این نیاز او را هم تحقق می‌بخشید.


سال‌ها بشر و حتی بزرگان علم هم تصور می‌کردند که هوش امری ذاتی است و در طول زندگی فرد تغییر نمی‌کند. با وجود این که ژن‌ها نقش اصلی و تعیین‌کننده‌ای در هوش افراد دارند، اما امروز دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که تحریکات مغزی در کودک حتی از همان روزهای نخست تولد نقش بسیار مهمی در تقویت هوش آنها دارد. بلوم، دانشمند روان‌شناس طی مطالعات مفصل خود به این نتیجه رسید که حدود 50 درصد رشد هوشی فرد از زمان تولد تا 4 سالگی صورت می‌گیرد. دکتر پرلماتر نیز که از روان‌شناسان برجسته کودکان است، می‌گوید کودک از زمان تولد تا 3 سالگی شانس به دست آوردن 30 امتیاز بیشتر IQ را دارد. در این میان بدون شک این والدین هستند که از همان زمان تولد می‌توانند با تحریک و تشویق حرکات هر چند کوچک کودک خود، جوانه‌های خلاقیت را در ذهن او بکارند و به باهوش‌تر شدن فرزندشان کمک کنند.

رشد مغز، نمادی از هوش و ذکاوت آنچه که ما از آن به عنوان هوش یاد می‌کنیم در واقع رشد کورتکس مغز و ارتباطات عصبی در دستگاه اعصاب مرکزی بدن است. مطالعات دانشمندان نشان داده که در سال‌های نخست زندگی، وزن مغز زیاد می‌شود و تعداد سلول‌های مغزی افزایش می‌یابد.
ارتباط‌های عصبی شکل می‌گیرد و عروق خونی مغز رشد کرده و خونرسانی به مغز بیشتر می‌شود. با رشد کورتکس مغز که محل تفکر و یادگیری مهارت‌هاست، شیارهای آن نیز عمیق‌تر می‌شوند و مسلما هر چه رشد محیط و تربیت مناسب‌تری برای رشد مغزی کودک آماده شود، ارتباط‌های عصبی بیشتری ایجاد شده و مهارت‌های فکری و ذهنی نیز پیشرفت بیشتری خواهند کرد.

مغز خوب، غذای خوب می‌خواهد :

تمرکز، حافظه، یادگیری و مهارت‌های فکری و ذهنی که هوش را تشکیل می‌دهند به چگونگی فعالیت‌های عصبی سلول‌های سیستم اعصاب مرکزی مرتبط می‌شوند و بدیهی است که این سلول‌ها هم برای فعالیت روزانه‌شان به غذای مناسب و کافی نیاز دارند. حتما اگرپدر و مادری بدانند که تغذیه مناسب اولین گام در رشد و سلامت مغز کودک است، دقت و حوصله بیشتری برای تغذیه او به خرج می‌دهند. تغذیه کودک از همان دوران جنینی شروع می‌شود. تغذیه مناسب و کامل دوران بارداری و مصرف کافی موادی مانند کربوهیدرات‌ها (قندها و نشاسته) و چربی‌های ضروری برای رشد مغز مانند اسیدهای چرب امگا 3 و مواد معدنی مانند ید وآهن و ویتامین‌ها بویژه ویتامین C، اسید فولیک و ویتامین‌های گروه B به رشد و سلامت مغز جنین کمک می‌کند. تغذیه پس از به دنیا آمدن با شیر خوردن نوزاد ادامه می‌یابد. شیر مادر بهترین و کامل‌ترین غذای کودک است و بهترین و مغذی‌ترین مواد را به بدن کودک می‌رساند. اسیدهای چرب موجود در شیر مادر براحتی جذب می‌شوند و در اختیار سلول‌های مغزی قرار می‌گیرند. بنابر این اولین و بهترین غذای مغز کودک، شیر مادر است که هم باعث ایمنی کودک در مقابل بیماری‌ها می‌شود و هم برای رشد ذهنی و مهارت‌های فکری
آینده کودک مفید است. مطالعات دانشمندان نشان داده 90 درصدکودکانی که ضریب هوشی بالاتر دارند از شیر مادر تغذیه شده‌اند. البته مادرانی که قادر به تغذیه نوزادشان
با شیر مادر نیستند، نگران نباشند زیرا امروز سازندگان شیرهای خشک با افزودن
اسیدهای چرب امگا 3 و امگا 6 به شیرها تا حدودی نیاز شیرخواران را به این اسیدهای
چرب مغذی برای مغز برطرف می‌کنند. غلات، تخم‌مرغ، ماهی و گردو غذاهایی هستند که سبب تقویت هوش و حافظه کودکان می‌شوند.
با‌وجود این که ژن‌ها نقش اصلی و تعیین‌کننده‌ای در هوش افراد دارند، اما دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که تحریکات مغزی در کودک حتی از همان روزهای نخست تولد نقش بسیار مهمی در تقویت هوش دارد

قند و نشاسته، سوخت اختصاصی سلول‌های مغزی:

یکی از ویژگی‌های سلول‌های مغزی آن است که فقط از قندهای ساده تغذیه می‌کنند. بنابراین افت میزان قند خون یا همان هیپوگلیسمی بشدت بر سلول‌های مغزی تاثیر گذاشته و میزان یادگیری و تمرکز را کاهش می‌دهد. این مساله در کودکانی که در سن یادگیری و رشد مغزی هستند از اهمیت بیشتری برخوردار است. بنابراین صرف صبحانه و میان وعده‌های سالم در طول روز برای کودک قدرت یادگیری و تمرکز را افزایش خواهد داد.

بازی، تحریکی برای هوش

خیلی از افراد تصور می‌کنند که بازی کودکان صرفا راهی برای سرگرم کردن آنهاست، اما واقعیت آن است که بازی کودک نوعی ورزش و تمرین برای مغز او به شمار می‌رود. تحقیقات متعدد نشان داده که میان بازی کردن کودک و هوش او رابطه‌ای مستقیم
وجود دارد و حتی محققان انگلیسی موفق شده‌اند در کودکان فقیری که دچارسوءتغذیه
بوده‌اند با ایجاد امکان بازی و تحریکات مغزی ضریب هوشی آنها را بالاتر ببرند.

برخلاف تصور برخی، نوزادان کوچک هم از بازی لذت و هم بهره هوشی می‌برند.
تجربه‌هایی که نوزاد از همان روزهای اول زندگی کسب می‌کند، سبب نحوه شکل‌گیری
مدارهای عصبی وی می‌شود. شما می‌توانید با در آغوش گرفتن و نوازش، حرکت دادن و تحریک حواس پنجگانه او مانند حس شنوایی، بینایی، بویایی، چشایی، حرف زدن با نوزاد به تشکیل اتصال‌های جدید و مدارهای عصبی و در نتیجه رشد سلول‌های مغزی کمک کنید.
تحقیقات نشان داده که در طول ماه‌های ابتدایی زندگی نوزاد، سلول‌های عصبی بینایی
رشد می‌کنند. به همین دلیل شما با انجام بازی‌هایی که بینایی کودک را تحریک

می‌کند، علاوه بر آن که رشد سلول‌های بینایی او را تقویت می‌کنید، حس کنجکاوی او را نیز برمی‌انگیزید. نوزاد از همان ابتدای زندگی با تجربه‌های حسی. محیط اطراف خود را می‌شناسد. مطالعات نشان داده که حتی تجربه بو کردن اشیا نیز می‌تواند اتصال
سلول‌های مغزی نوزاد را افزایش دهد. اسباب‌بازی‌های موزیکال به رنگ‌های براق و شاد که در بالای تخت نوزاد آویزان شود، حس بینایی و شنوایی او را تحریک و تقویت و به رشد ذهنی نوزاد کمک می‌کند. بازی‌هایی مانند دالی بازی به کودک یاد می‌دهد چیزهایی که ناپدید می‌شوند، باز هم برمی‌گردند و این خود باعث می‌شود که حس اعتماد کودک به اطرافیان و والدین تقویت شود. بازی با جغجغه و حرکت آن به این طرف و آن طرف برای نوزادان تا 3 ماهگی بازی خوبی به شمار می‌آید، زیرا نوزاد می‌تواند بین آنچه که می‌بیند با آنچه که می‌شنود، ارتباط برقرار کند.

با بزرگ‌تر شدن کودک به تناسب سن او بازی‌ها تغییر می‌کنند در 3 تا 6 ماهگی سینه‌خیز رفتن و حرکت به سوی اشیا باعث افزایش اتصالات سلول‌های مغزی می‌شود و بنابراین تشویق کودک برای سینه‌خیز رفتن به سمت اسباب‌بازی، بازی مناسب این سن است. حرکت به سمت اسباب‌بازی و گرفتن آن باعث تقویت اعتماد به نفس کودک می‌شود. در این سن کودکان نسبت به دست‌های خود نیز شناخت پیدا می‌کنند و می‌توانند کم‌کم به سمت اشیا دست دراز کنند. محققان معتقدند از 6 ماهگی به بعد مغز کودک با تجربه دست زدن به اشیای مختلف و لمس آنها رشد می‌کند. بازی دست زدن به اعضای صورت با گفتن نام آنها، شعر و آواز خواندن برای او و حرکت دادن او همراه موسیقی در 6 تا 9 ماهگی بسیار مناسب است. حرف زدن با کودک با صدای آهنگین و کودکانه و درآوردن صداهای مختلف برای او مانند صدای زنبور و آژیر و... مهارت‌های شنیداری کودک را تقویت می‌کند و به حرف زدن او نیز کمک خواهد کرد.
انجام بازی‌هایی که درک کودک را از مفهوم مکان مانند داخل و بیرون یا زیر و رو... بالا می‌برد از 9 تا12 ماهگی مناسب است. مانند گذاشتن یا برداشتن اسباب‌بازی از داخل یک کیسه یا گذاشتن عروسک در خانه‌اش. به این ترتیب بازی‌های مناسب سن هر کودک خود شناختی از خود و محیط پیرامون برایش ایجاد می‌کند و سیناپس‌های مغزی بیشتری در سیستم عصبی او تشکیل می‌دهد. بازی‌هایی مانند پازل، شطرنج و سایر بازی‌های فکری در کودکان بزرگ‌تر نقش مهمی برای رشد ذهنی و هوشی و پرورش فکر و خلاقیت ایفا می‌کنند.
درگیر شدن ذهن کودکان با بازی‌های فکری مانند جدول حروف یا جدول اعداد (سودوکو)
تفکر کودک را برای حل مشکلات و برخورد با مسائل پیچیده تقویت می‌کند. انجام
فعالیت‌های ورزشی برای کودکان نیز سبب تقویت اعتماد به نفس و نیز تقویت توانایی
مدیریت تیمی و رهبری گروهی برای او خواهد شد.

برخی بازی‌های کامپیوتری نیز جنبه آموزشی دارد و سبب تقویت حافظه و مهارت‌های فکری می‌شوند. بنابراین والدین با شناخت این نوع بازی‌ها می‌توانند آنها را در اختیار کودکان قرار دهند.

ارتباط تلویزیون با هوش کودک

تلویزیون رسانه‌ای است که امروز در کنار خانواده‌ها، نقش بسیار مهمی در ایجاد الگوهای ذهنی و رفتاری کودک ایفا می‌کند، اما صرف‌نظر از بار فرهنگی تلویزیون و اثرات آن بر رفتارهای کودک، تماشای تلویزیون بخصوص در سال‌های نخست زندگی اثرات سویی بر مهارت‌های فکری و خلاقیت کودک دارد. به عبارت دیگر نشستن‌های طولانی‌مدت پای تلویزیون، مانع درست فکرکردن آنها و عدم تکامل مغز می‌شود. محققان معتقدند تجربه مواجهه کودک با تلویزیون در سنین پایین سبب منزوی شدن
آنها و حتی ناکامی در روابط انسانی در آینده می‌شود. اگرچه بسیاری از والدین عقیده
دارند که تلویزیون ارزش آموزشی دارد یا کودک را آرام می‌کند، اما تماشای آن سبب
بروز اختلالات توجه و خیال پردازی در کودک خواهد شد. تحقیقات نشان داده که میانگین سنی کودکانی که جذب تلویزیون می‌شوند 9 ماهگی است. مواجهه زودرس کودک با تلویزیون در حالی که هنوز تکامل بینایی وشناختی نسبت به تصاویر ندارد، اگر چه می‌تواند بی‌اهمیت تلقی شود، اما مهم اینجاست که تلویزیون به دلیل ارتباط یکطرفه‌ای که با فرد برقرار می‌کند، مهارت‌های کلامی را سرکوب کرده و مانع از تشویق کودک به یادگیری می‌شود. سپری کردن وقت پای تلویزیون باعث عدم برقراری ارتباط با محیط خارج می‌شود.
کودک از همان سنین پایین به تلویزیون عادت کرده و از رشد اجتماعی باز می‌ماند و
اثرات مخرب دیگر آن را همچون مطالعه کمتر کتاب، تحرک، ورزش کمتر، افزایش وزن و...
را کم‌کم دریافت خواهد کرد. محققان طی مطالعاتی دریافته‌اند، کودکانی که زیاد
تلویزیون می‌بینند، تمرکز کمتری برای یادگیری ریاضیات دارند.

موسیقی و تقویت هوش
روان‌شناسان کودک معتقدند، آشنایی با آموزش‌های موسیقی در سنین پایین در بالا بردن سطح هوش و توانایی‌های ذهنی موثر است و باعث تقویت پاسخ‌دهی شنوایی و
حافظه کودک می‌شود. این کودکان معمولا در درک مفاهیم ریاضی و ساخت پازل موفق‌تر عمل می‌کنند. پرلماتر، دانشمند روان‌شناس طی مطالعاتی دریافته است که مهارت نواختن یک ساز موسیقی در 4 سالگی ضریب هوشی کودک را 6 امتیاز بالا می‌برد. از سوی دیگر برخی از روان‌‌شناسان معتقدند که گوش دادن منفعل به موسیقی نیز در پیشرفت‌های هوشی و ذهنی موثر است و باعث بالا رفتن سطح یادگیری می‌شود.
برخی از رفتارهای کودک نیازمند توجه است حتی خوشحالی‌های کوچک شما در قبال حرکات کودکتان باعث می‌شود که ارتباطات قشر جلویی و بخش درونی مغز که محل شکل‌گیری عواطف و احساسات کودک است، شکل بگیرد. اگر چه تشکیل این مدارهای عصبی مربوط به احساسات از بدو تولد تا نوجوانی ادامه دارد، اما مسلما در سنین پایین این موضوع از اهمیت خاصی بر خوردار است. وقتی کودک نخستین گام کوچک خود را برمی‌دارد و با تشویق شما روبه‌رو می‌شود، نوعی مواد شیمیایی در مغز او جریان می‌یابد که ارتباط‌های مغزی را تقویت می‌کند. در مقابل بی‌توجهی‌های والدین به رفتارهای کودک، نتیجه‌ای جز دلسردی برای انجام رفتارهای جدید ندارد. پیاده‌روی و کتاب خواندن همراه کودکتان وسهیم کردن او در گفت‌وگوهای خانوادگی و نظرخواهی از وی بسیار مناسب حال آنهاست.

خواندن کتاب را به فرزندتان یاد دهید
امروز با وجود کامپیوتر و سیستم‌های دیجیتالی مختلف برای آموزش، کتاب خواندن در بین کودکان و نوجوانان مهجور مانده اما باید گفت کتاب همچنان بهترین و موفق‌ترین وسیله آموزش و یادگیری است. به همین دلیل تشویق کودک به کتابخوانی از همان ماه‌های نخست زندگی مانند غذایی برای فکر و مغز کودک مفید است.


 
بازی هایی برای آموزش مفاهیم مکان و موقعیت به کودک نوپا
ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: بازی هایی برای آموزش مفاهیم

بازی هایی برای آموزش مفاهیم مکان و موقعیت به کودک نوپا :

● بسکتبال: با فاصله حدود دو متر از کودکتان بنشینید و یک سطل پلاستیکی بزرگ (مشابه سطل رختشویی) را در دست بگیرید. به او نیز یک توپ نرم پنبه ای یا پلاستیکی بدهید و از او بخواهید توپ را داخل سبد بیندازد. دائماً کلماتی مانند داخل، خارج، جلو و عقب را تکرار کنید تا او به خوبی در بازی آن ها را درک کند.

● خانه ای در زیر میز
روی یکی از میزهای نسبتاً بزرگ داخل خانه را با یک پتوی سبک بپوشانید، بطوری که پتو تا روی زمین برسد. آنجا را خانه اسباب بازی نامگذاری کنید و از کودک بخواهید گاهی همه اسباب بازی هایش را به داخل خانه منتقل کند. فراموش نکنید در جریان این بازی ها دائماً با او درباره کاری که در حال انجام آن هستید صحبت کنید و از او بخواهید نظر خودش را برای بهتر انجام شدن کار بگوید. در ضمن انجام آن ها را به او بسپارید و خودتان تنها در کنارش بمانید.


 
بازی کودک
ساعت ٥:۳٧ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: بازی کودک

بازی کردن مهمتر از اسباب بازی است: دقت کنید اهمیت زمانی که کودک صرف بازی می کند و میزان لذتی که از بازی کردن می برد، صرفا وابسته به نوع و تعداد اسباب بازیهایش نیست: بازی کردن یک فعالیت مفرح و شاد است که شامل افراد، اشیا و حرکات است. هر کاری، از پرتاب کردن حبابهای کف صابون به طرف همدیگر تا آب پاشی در حمام یا استخر و یا حتی تعقیب کردن همدیگر و دویدن دنبال هم در اتاق، می تواند یک بازی خوب محسوب شود.

اگر کودک دوازده ماهه ای را ببینید که سرگرم بازی با یک جعبه مقوایی است،خواهید فهمید که عوامل موثر در بازی کودکان، چقدر وسیع و متنوع هستند. شما هم با او بازی کنید: روی زمین بنشینید و با کودک بازی کنید؛ شما بهترین اسباب بازی کودک خود هستید! و اگر کودک بتواند با شما بازی کند، لذت و شادی بیشتری برای او به همراه خواهد داشت. هنگام بازی کردن با کودک خود صحبت کنید تا توانایی تکلم او را
نیز افزایش دهید.
زمانی او رابه بازی دعوت کنید که شاد وسرحال باشد.کودک بیمار، خسته یاگرسنه ممکنست حوصله بازی کردن نداشته باشد. وقتی که کودک شما به اندازه کافی بازی کرد، بازی را متوقف کنید: آستانه تحریک برای هر کودک، متفاوت است. هنگامی که به نظرتان می رسد کودک شما خسته و بی حوصله شده است، بازی را تمام کنید.

برای کودک امکان بازی به تنهایی و همچنین با دیگران را فراهم کنید: هر دو نوع بازی (تنها یا با دیگران) برای کودک مفید است.


اجازه دهید که کودک، خودش نوع بازی یا فعالیت را انتخاب کرده و آن را هدایت کند: شما می توانید بازیها، چیزها یا گزینه های جدید را در اختیار او قرار دهید، اما کودک شما باید خودش و مطابق میلش انتخاب کند. بعلاوه، بازی برای تفریح است و اگر کودک شما تنها در یک کار مهارت داشته باشد، همان تفریح کردن و خوش گذراندن است!

بازی برای رشد اجتماعی، عاطفی، فیزیکی و شناختی کودک اهمیت دارد. بازی، روشی است که کودک بواسطه آن میتواند اندام خودش و دنیای پیرامونش را بهتر بشناسد و البته برای بازی کردن (خصوصا در سال اول تولد) از هر پنج حس خود استفاده می کند. او ممکن است با خود فکر کند "وقتی این را لمس کنم، چه احساسی دارد؟"، "اگر این را فشار دهم چه صدایی می دهد؟"، "اگر آن را هُل بدهم، چه اتفاقی می افتد؟"، "می توانم خودم را بالای این میز بکشم؟" .جستجو در محیط اطراف، هسته اصلی بازیهای کودک را تشکیل می دهد و البته در ذهن او، هر تجربه ای (حتی پرتاب کردن ظرف آجیل از روی میز بر زمین)، ارزشمند است! متخصصان رشد همیشه تکرار می کنند که: "بازی، کار و شغل کودک است" و البته تمیز کردن محیط اطراف پس از بازی کودک، کار و وظیفه پدر و مادرهاست!

 


 
سرشت و سرنوشت کودک
ساعت ٥:۱۸ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سرشت کودک

سرشت و سرنوشت کودک را بسازید

پدر و مادرهای زیادی هستند که از سرنوشتی که فرزندشان پیدا کرده، راضی نیستند و آن را تنها نتیجه ذات و سرشت او می ‌دانند. مطالعات جدید نشان ‌دهنده نقش مهم سرشت کودکان در سرنوشت رفتاری آن ها در بزرگسالی است، اما در عین حال، نقش رفتار و برخوردهای والدین را هم در شکل‌گیری رفتار کودک،جدی و مهم می ‌داند.

به این ترتیب که وقتی مادران در دوران کودکی تعامل بیشتری با فرزندشان داشته باشند، بیشتر با او حرف بزنند، بیشتر او را بیرون ببرند و آن جا هم بیشتر با او حرف بزنند، هم چنین با او بازی کنند، احتمال این که کودک در سنین مدرسه به مشکلات رفتاری دچار شود، کمتر می‌ شود. این نتایج، حاصل مطالعه جامعی است که محققان دانشگاه شیکاگو روی بیش از هزار و ۸۰۰ کودک و مادران ‌شان انجام داده‌اند. و در این مطالعه تحقیقاتی، به منزل خانواده‌ های مورد مطالعه رفتند تا از نزدیک شاهد فضای خانه و رفتار مادران با فرزندان‌ شان باشند. هم چنین از مادران خواسته شد به پرسش نامه‌ای در مورد اخلاق و روحیات بچه ‌ها، پاسخ دهند. این مطالعات، از سنین شیرخوارگی بچه‌ ها شروع شد و تا دوران مدرسه آن ها ادامه پیدا کرد. جمع‌بندی اطلاعات به دست‌آمده نشان داد بچه ‌هایی که از دوران شیرخوارگی بهانه‌ گیر و تحریک‌ پذیرند یا نمی ‌توان واکنش آن ها را در موقعیت‌ های مختلف پیش بینی کرد، بیشتر از سایر بچه ‌های خوش ‌اخلاق امکان دارد که در مدرسه مشکل رفتاری پیدا کنند. این مشکلات، شامل تقلب، دروغگویی، قلدری با سایر کودکان و نیز نافرمانی از والدین و اولیای مدرسه بود. نکته مهم در این نتایج، این بود که والدینی که چنین بچه ‌هایی داشتند، اما در دوره‌ های ویژه آموزشی شرکت کرده بودند و رفتار درست با فرزند بهانه‌ گیرشان را آموخته بودند، توانسته بودند احتمال بروز این مشکلات را در او به حداقل برسانند و این نشان‌ دهنده نقش مهم آموزش والدین در شکل‌ گیری شخصیت کودک است. محققان در این مطالعه هم چنین دریافتند وارد کردن محرک‌ های فکری از سوی
والدین، مانند کتاب خواندن، بیرون رفتن با کودک به ‌طور منظم و نیز بازی کردن با او، می ‌تواند احتمال بروز این مشکلات را بسیار کم کند.


محققان البته اشاره می ‌کنند که شاید این گونه تعامل با کودک، نشانه این حقیقت باشد که این والدین راه برخورد با کودک را به خوبی می ‌دانند؛ اما از سوی دیگر ممکن است وارد کردن این گونه محرک‌ ها، باعث تکامل بهتر مهارت‌ ها و رشد کلامی کودک شده و نهایتا ارتباط بهتر و مؤثرتر او را با محیط اطراف در دوره‌ های بعدی و در فضای مدرسه، موجب شده باشد، چرا که خبر از تاثیرگذاری وسیع رفتار های ما بزرگ‌تر ها روی بچه‌ ها دارد؛ تاثیری که در کنار سرشت و ذات بچه‌ ها، که عمدتا از راه ژنتیک به کودک می رسد، می ‌تواند سرنوشت خوب یا بد او را رقم بزند. نکته قابل ‌توجه این که مشکلات رفتاری بررسی ‌شده در این مطالعه، به همین جا ختم نمی‌ شود و می ‌تواند سرمنشاء بسیاری از مشکلات و حتی بیماری‌ های رفتاری کودک در آینده باشد. بررسی‌ های پیشین در دانشگاه بریگام، نشان داده بود که بچه ‌های اول، یعنی بچه ‌هایی که والدین وقت بیشتری برای آن ها گذاشته‌اند، کمتر در معرض گرایش به سمت رفتارهای پرخطر و خلاف کاری و بزه کاری اجتماعی می‌ روند. در این مطالعه که چند ماه پیش در نشریه منابع انسانی منتشر شده بود، مشخص شده بود وقتی والدین برای فرزندان‌ شان وقت نمی‌ گذارند و برای تفریح و موارد دیگر با آن ها بیرون نمی ‌روند، بچه ‌ها خودشان را با ابزارهای دیگری، مانند تلویزیون و رایانه سرگرم می ‌کنند و میزان نشستن آن ها پای این دستگاه‌ ها، به‌ طور نگران ‌کننده‌ای افزایش می ‌یابد که البته کاملا قابل‌انتظار است. از جمع این نتایج می ‌توان این طور نتیجه گرفت که اگر می ‌خواهیم فرزندان سالمی، چه به لحاظ جسمی و چه به لحاظ رفتاری و اخلاقی داشته باشیم، بهتر است برای آن ها بیشتر وقت بگذاریم و سعی کنیم برنامه تفریحات مشترک با هم داشته باشیم.


 
نقش خانواده در شکل گیری رفتار اجتماعی کودکان
ساعت ٥:۱٦ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: رفتار اجتماعی کودکان

انسان ها موجودات ذاتا اجتماعی هستند. ظهور و بروز رفتار اجتماعی به همان ماههای اولیه زندگی نوزاد بر می‌گردد. زمانی که نوزاد لبخند اجتماعی‌اش را ظاهرمی‌سازد و به این طریق هر چند به شیوه‌ای ساده با دیگران رابطه برقرار می‌کند. تعامل نوزاد با محیط تداوم پیدا می‌کند. هر چند در آغاز افرادی که به عنوان اجتماع برای نوزاد شناخته می‌شوند، خیلی محدود بوده و اغلب شامل پدر و مادر و نزدیکان او می‌شود. اما تدریج این روابط گسترده‌تر شده و به افراد بیشتری عمومیت پیدا می‌کند.

کودک معمولی در دو ماهگی با دیدن چهرهٔ مادر یا پدر خود لبخند می‌زند و والدین به این رفتار معمولا واکنشی مثبت نشان داده و دست به‌ هر کاری می‌زنند تا لبخند کودک تکرار شود و بدین ترتیب از لحاظ تکاملی پیوند والدین و کودک تحکیم می‌یابد. در دوره نوباوگی ما شاهد سرشت های متفاوتی در کودکان هستیم. سرشت کودکان در نحوه رفتاری که با آنها می کنیم تاثیر می گذارد. در مصاحبه با والدین، کودکان را به سه تیپ تقسیم بندی می کنند:

1- کودک راحت : سریع با برنامه های روزمره خو گرفته، سرحال است، و به راحتی تجربه های تازه را می پذیرد.

2- کودک دشوار: از نظر برنامه های روزمره نامنظم است، به کندی تجربه های تازه را می پذیرد و به آنها شدید و منفی واکنش نشان می دهد.

3- کودک کم جنب و جوش : نافعال است واکنشهای ملایم و کند به محیط دارد. خلق منفی داشته و با تجربه های تازه به کندی سازگار می شوند.


نوع رفتاری که والدین با کودکان دارند باید متناسب با سرشت انها باشد، بسیاری از والدین ابراز می دارند ما با فرزندان خود رفتار مشابهی داشته ایم ولی یکی از انها بسیار فعال و اجتماعی است درحالیکه دیگری این طور نیست. نکته ای که باید
مورد توجه قرار داد اینست که ما باید با توجه به سرشت در کودکان با انها رفتار کرده
و محیط و امکانات را فراهم آوریم . اگر با کودکان دشوار به طور معمول رفتار گردد،
این کودکان در اواسط کودکی در معرض خطر مشکلات سازگاری نظیر پرخاشگری و اضطراب قرار خواهند گرفت و یا در مورد کودکان دشوار در ورود به مدرسه ما شاهد ناتوانی انان در دوست یابی و شرکت در گروه ها همسالان و نیز ترسها اجتماعی خواهیم بود. اگر ما با کودک متناسب با سرشت وی برخورد نماییم، در حدود 4 - 5 سالگی کودک توجه خاصی به همسالان خود پیدا می‌کند و علاقمند ارتباط بیشتری با آنهاست و شاید مدتهای زیاد علاقمند باشد وقت خود را با آنها بگذاراند. این روند نیز بتدریج گسترده‌تر می‌شود و در سالهای اولیه دبستان با علاقمندی بیشتری به برقراری روابط اجتماعی ظهور پیدا می‌کند. رفتارهای اجتماعی در این دوران عمدتا از طریق بازی با همسالان نمود پیدا می کند. کودک با برقراری تعاملات جدید با گروههای جدید همسالان رفتارهای جدید را می‌آموزد و در موارد زیادی آنها در رفتارهای اجتماعی خود منعکس می‌سازد. یکی از بارزترین رفتارهای اجتماعی کودکان در پیش از دبستان بازی های گروهی و اشتراکی آنهاست. از جمله لازمه های این بازیها دعوا کردن کودکان با یکدیگر می باشد و واکنش معمول والدین در این موارد دخالت کردن های بی جای انهاست. هنگامی که والدین در بازی کودکان مداخله می نمایند مانع یادگیری رفتارهای اجتماعی در انها می گردند و در نتیجه کودکان با وابستگی یا کناره گیری از گروه ها واکنش نشان می دهند که نتیجه طیبعی آن انعکاس همین رفتار در زندگی اجتماعی آتی کودکان می باشد. از این روی والدین جز در مواردی که بازیها به خشونت کشیده می شود حق دخالت در بازی کودکان را ندارند و صرفا باید ناظر کودکان در بازی باشند. تحقیقات نشان می دهد والدینی که به جای دخالت والدین با دادن رهنمودهایی درباره اینکه چگونه باید با دیگران رفتار کنند بر رفتار اجتماعی فرزندانشان تاثیر می گذارند. مثلا در یک پژوهش ، والدینی که رهنمودهای خود را به صورت مثبت و مودبانه ادا می کردند، به جای نکن بگوید سعی کن اینکار را انجام دهی از نظر تاثیر گذاری برهمسالان موفق تر بودند . کودکانی که والدینشان صمیمی هستند به انها کمک می کنند تا هیجان منفی خود را کنترل کنند. و در مورد حل کردن اختلافات یا دوستان ، توصیه های ماهرانی به آنها می کنند با همسالان خود خوب کنار می آیند.

علاوه بر تعاملات و بازیهای بخش عمده ای از رفتارها و مهارتهای کلامی و اجتماعی کودکان از طریق تقلید و مشاهده رفتار اطرافیان خصوصا والدین شکل می گیرد. سه عامل در میزان تاثیر پذیری کودکان از رفتارهای اطرافیان نقش دارد:

1- صمیمیت و پذیرا بودن : کودکان عمدتا از رفتار برزگسالانی تقلید می نمایند که صمیمی و پذیرا هستند نه از کسی که سرد و بی تفاوت باشد. صمیمت باعث می
شود که کودک به الگو بیشتر توجه کرده و او را بپذیرد.

2- شایستگی و قدرت: کودکان بیشتر الگوهایی را برای تقلید انتخاب می کنند که قدرتمند باشند. تحقیر های کلامی و غیر کلامی که والدین نزد فرزندان انجام می دهند باعث کاسته شدن از اقتدار و قدرت آنها شده و کودک به تقلید از سایر اطرافیان یا الگوها می پردازد.

3- هماهنگی بین تاکید ها و رفتارها : هر چه هماهنگی بین حرفها و رفتارهای کودکان بیشتر متناسب باشد کودکان بیشتر از آنها تقلید می کنند. متاسفانه در زندگی امروز خصوصا زندگی شهری کودک در معرض تناقض های بسیاری قرار می گیرند و از آنجا که کودکان هنوز به مرحله تفکر انتزاعی نرسیده اند معنای در پس این تناقض ها را درک نمی کنند و دچار سردرگمی می گردند. کودکان پیش از دبستان در مرحله عینیت قرار دارند و دنیا را همانطور که می بینند درک می نمایند و تناقض ها در میان رفتار و گفتار باعث تاثیرات منفی در روابط اجتماعی آنان می گردد


 
سرشت کودک
ساعت ٥:٠۸ ‎ق.ظ روز ٢٩ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سرشت کودک

سرشت مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی است . سرشت انسان از 9ویژگی یا صفت مشخص تشکیل شده است. سطح فعالیت ،حواس پرتی ، شدت واکنش ،نظم و ترتیب ،پایداری ،آستانه ی احساس کنار آمدن با محیط یا ترک آن ،انعطاف پذیری و خلق و خو که این عوامل سه نوع سرشت را ایجاد می کند

آسان گیر ،دیر انس ،سخت گیر و بدقلق



کودک آسان گیر :معمولا شاد ، پذیرای تجربه های جدید ،انعطاف پذیر وتا حدودی احساساتی هستند . عادت و رفتار منظم به خوبی در او ایجاد می شود بنابراین رفتارهای او تا حدودی قابل پیش بینی است . به راحتی چالشهای سه سالگی را پشت سر می گذارد و به خوبی قادر است با کودکان کم سن و سال کنار بیاید . این خلق و خو باعث محبوبیت آن ها نزد بزرگسالان می شود .به راحتی شراکت ورعایت نوبت را می آموزند. گاهی دوست دارد رییس باشد و گاهی اوقات از پیروی از دیگران راضی است . از بازی های پرجنب و جوش و آرام لذت می برد .
این نوع کودکان با تغییراتی که در محیط خانواده رخ می دهد (رفتن به مهد) خود را به
خوبی تطبیق می دهند .


کودک دیر انس :سطح فعالیت کند و آرامی دارد .با مواجه شدن با موقعیت جدید تمایل دارد خود را کنار بکشد . با سازگاری با محیط و اطرافیان کند است . در ابراز احساسات و هیجانات آهسته و دیر عمل می کند . شروع مهد کودک برای او یک چالش است ولی نباید امتناع کامل از مدرسه تلقی شود بلکه کودک در این سطح نیاز به زمان بیشتری دارد . این کودکان فقط به پذیرش نیاز دارند که والدین باید در اختیارشان قرار دهند .


کودک سخت گیر و بد قلق : کنار آمدن با این کودکان برای والدین یک چالش اساسی است . او فعال و حواس پرت است و با مواجه شدن با چیزهای جدید عقب نشینی می کند . ضرباهنگ (ریتم) جسمی او نامرتب است . دارای آستانه ی حسی پایینی است مثلا تحمل کمی دارند و زود عصبانی می شوند . این نوع کودکان پر شور و حرارت هستند . سرپرستی چنین کودکانی بسیار دشوار است . اگر در مشکلاتی که کودک ایجاد می کند صبر کنیم به افرادی بسیار خلاق و مدیرانی با کفایت تبدیل می شوند . والدین باید بین مشکلات سرشتی و مشکلات رفتاری تفاوت قایل شوند چون مقابله با هر کدام روش به خصوص مربوط به خود را می طلبد . محدودیت های ایجاد شده و
سایر روشهای انضباطی برای مشکلات رفتاری مناسب اند در حالی که مشکلات سرشتی نیازمند راهبردهای مدارایی هستند . کودکان سخت گیر و بد قلق به نظم و ترتیب مداوم نیز نیاز دارند . مقررات باید با ثبات قدم اعمال شود . گاهی سرشت کودک به والدین کمک می کند تا کودکان خود را به صورت افراد مستقل ببینند .